• وجود کارمندان ناشایست ، برآیند دوام مدیران نالایق است..
  • حرکت باعث تغیير میشود وتغيیرسبب پیشرفت است..
  • مشكلات فرصت هايي هستند در لباس كار و تلاش.
  • برای اداره کردن خویش از سرت استفاده کن وبرای اداره کردن دیگران از قلبت..
  • مفید ترین سرمایه یک شخص مغزی پر ازدانش نیست، بلکه قلبی سرشار از عشق ، گوشی آماده شنیدن و دستی خواهان یاری رساندن است..
  • افراد موفق در هفته هفت امروز دارند... اما افراد ناموفق هفت فــــــــــردا...
  • اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد..
  • نود و نه درصد از ناکامیها به افرادی باز می گردد که عادت به بهانه تراشی دارند..
  • آن کس که مشتاق به آموختن است، همواره معلمی خواهد یافت..
  • کارهای تکراری ما نشانه شخصیت ماست .
  • هرگاه فرد مساله را بدلیل نادانی و ناتوانی نمی تواند حل کند, آن را به قضا و قدر , سرنوشت , شیطان و دیگران نسبت می دهد..
  • انسانهای بی هدف مجبورند تمام عمر برای انسانهای هدفمند کار کنند..
  • مشکل فکر های بسته این است که دهانشان پیوسته باز است!
  • درخت بودن زیباست زیباتر از آن با هم بودن وجنگل را ساختن است..
  • شرافت یعنی همیشه کار درست را انجام دهید حتی اگر کسی شما را تماشا نکند..
  • هر چه آموختید را چون باری بدانید که بر دوش دیگران باید نهید..
  • آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند..
  • مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود می‌آیند، نمی‌توانند با همان سطح تفکر حل گردند..
  • حتی لاک پشت ها هم هنگامی که بدانند به کجا می روند زودتر از خرگوش ها به مقصد می رسند.
  • یک درخت هرچقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز میشود,طولانی ترین سفرها با اولین قدم.
  • آنچه سرنوشت ما را تعیین میکند تصمیمات ماست نه شرایط..
  • اگر ادعا می کنید انسان خوبی هستید این خوبی را در رفتار و افکار و هدف های خود نسبت به دیگران نمایان کنید..
  • معــــنای برخورد با مسأله این نیست که باید کاری کرد..معنایش این است که باید چیزی آمـوخــــــــــــت..
  • حریفی در کار نیست که ما را مات کند!ما،مات ِ بی‌حرکتی ِ خود هستیم ...
  • برنده شدن همیشه به معنی اولین بودن نیست. برنده شدن به معنی انجام کار، بهتر از دفعات قبل است.
  • هنر گوش فرا دادن را بیاموز ...آن وقت حتی از یاوه گویان نیز پند خواهی آموخت !
  • هیچ ریسکی برای آنانکه دست خود را در دست پروردگار جهان هستی گذارده و به آن ایمان دارند وجود ندارد.
  • فرار كردن از مشكلات فقط فاصله رسيدن به راه حل را افزايش مي دهد. آسانترين راه براي گريختن از مشكلات حل كردن آنها است.
  • آدمهای دور وبرخود را نمیتوانید تغییر دهید اما آدمهایی که انتخاب میکنید دور و برتان باشند را چرا..

داستانک: داستان خرگوش و لاکپشت به سبک مدیریتی!

داستانک: داستان خرگوش و لاکپشت به سبک مدیریتی!


گروه: مطالب مدیریتی
تاریخ درج: 1392/07/13
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 2827

خرگوشي و لاک پشتي بر سر اينکه کدام سريع‌ترند بحث داشتند و قرار شد براي اثبات آن در يک مسيرمسابقه بدهند.

خرگوشي و لاک پشتي بر سر اينکه کدام سريع‌ترند بحث داشتند و قرار شد براي اثبات آن در يک مسيرمسابقه بدهند. خرگوش به سرعت مدتي دويد و ديد لاک پشت هنوز نرسيده تصميم گرفت زير درختي استراحت کند و بعد به مسابقه ادامه دهد. بزودي زير درخت خوابش برد ولي لاک پشت آمد و از او سبقت گرفت و مسابقه را برد.
 
داستان خرگوش و لاک پشت

خرگوش بيدار شد و متوجه شد که مسابقه را باخته. روح اين داستان اين است که آهسته و پيوسته رفتن سبب پيروزي در مسابقه مي‌شود. اين داستاني است که ما با آن بزرگ شده‌ايم و با آن مأنوسيم.
ولي بعدها کسي يک نوع جالب از اين قصه را برايم تعريف کرد اين قصه چنين است:
خرگوش از باختن در مسابقه مأيوس شد و به پيشگيري پس از عمل پرداخت(يعني به ريشه يابي علّت پرداخت) و فهميد که مسابقه را فقط به اين دليل باخته است که بيش از حد مطمئن، بي‌دقت و باز برخورد کرده است.
اگر خرگوش همه چيز را براي خودش بديهي فرض نمي‌کرد، لاک پشت مسابقه را از او نمي‌برد. بنابر اين با لاک پشت قرار گذاشت که مسابقه ديگري بدهد. لاک پشت هم قبول کرد.
اين بار خرگوش بدون توقف از شروع تا پايان مسابقه دويد و چند مايل هم بيشتر رفت.
روح اين داستان مي‌گويد که: سريع و از پا ننشستن بهتر از آهسته و پيوسته رفتن است.
اگر در سازمانتان دو نفر داشته باشيد که يکي آهسته کار و روش‌مند و قابل انعطاف و ديگري سريع و در عين حال متکي به آنچه که انجام مي‌دهد حتماً فرد سريع و متکي به خود بي‌وقفه و سريع‌تر از فرد آهسته کار و روش‌مند از نردبان سازماني بالا مي‌رود.
آهسته کار و پيوسته کار بودن خوب است ولي بهتر است سريع و متکي به خود بود.
ولي قصه اينجا تمام نمي‌شود. اين بار لاک پشت فکري کرد و متوجه شد که با اين روش راهي براي شکست دادن خرگوش وجود ندارد.
کمي فکر کرد و بعد با خرگوش قرار مسابقه ديگري گذاشت. اما در يک مسير نسبتا متفاوت ديگري.
خرگوش قبول کرد. مسابقه را شروع کردند. خرگوش با حفظ آن سرعت و چالاکي پايدارانه خود، با سرعت بسيار از جا کنده شد تا اينکه به رودخانه عريضي رسيد.
خط پايان مسابقه دو کيلو متر آن طرف‌تر بود.
خرگوش آنجا نشست و فکري کرد که چه کند. در اين ضمن لاک پشت آهسته رسيد و داخل رودخانه شد و شناکنان خود را به آن طرف رودخانه رساند و به پيشروي ادامه داد تا مسابقه را برد.
 
داستان خرگوش و لاک پشت
روح اين داستان به ما مي‌گويد که: اول هسته اصلي توان خود را بشناس و بعد زمين بازي را طوري عوض کن که با آن توان تناسب داشته باشد.
اگر سخن گوي خوبي در سازمان باشي مطمئن باش که مي‌تواني فرصت‌هايي خلق کني تا با ارائه آن‌ها مديران پايين‌تر را قادر سازي که به شما توجه کنند.
اگر قدرت تجزيه و تحليل داري، قدري تحقيق کن، گزارش تنظيم کن و به سلسله مراتب بالا بفرست. کار کردن براساس قدرت و توانائيت نه فقط باعث مي‌شود که به تو توجه کنند بلکه فرصت‌هايي را براي رشد و ترقي ايجاد مي‌کند.
هنوز قصه تمام نشده
اين بار خرگوش و لاک پشت تا اندازه‌اي با هم دوست شدند و نشستند و قدري با هم فکر کردند. هر دو متوجه شدند که مسابقه آخر مي‌توانست بهتر برگزار شود.
بنا بر اين تصميم گرفتند مسابقه آخر را تکرار کنند و اين بار به صورت تيمي حرکت کنند.
آن‌ها شروع کردند. اين بار خرگوش لاک پشت را تا رودخانه بر پشتش حمل کرد و در رودخانه لاک پشت شنا کنان خرگوش را به آن سو رساند.
در آن طرف رودخانه خرگوش دوباره لاک پشت را بر پشتش سوار کرد و با هم به خط پايان رسيدند. هر دو از نتيجه مسابقه خيلي راضي‌تر از قبل به نظر مي‌رسيدند.

نتيجه اخلاقي اينکه: به طور انفرادي درخشيدن و يا از هسته و توان دروني قوي برخوردار بودن خوبست اما به غير از اينکه بطور تيمي کار کنيد و توانٍ دروني خود را با توانِ هسته فرد ديگر به پيش ببريد، هميشه زير سطح متوسط، عمل مي‌کنيد. زيرا هميشه موقعيت‌هايي پيش مي‌آيد که شما کار را درست انجام نمي‌دهيد ولي در کار گروهي همکار ديگرتان مي تواند کار را به خوبي تمام کند.

اساساً کار گروهي در باب رهبري موقعيتي است و به فرد اجازه مي‌دهد که از توان دروني‌اش براي کسب فرصتي به منظور رهبر شدن برخوردار شود. از اين قصه درس‌هاي بيشتري مي‌توان گرفت.
توجه داشته باشيد که نه خرگوش و نه لاک پشت، پس از شکست دست از تلاش بر نمي‌داشتند. خرگوش تصميم گرفت سخت‌تر کار کند و پس از هر شکست به ميزان تلاشش بيفزايد. لاک پشت استراتژي خود را تغيير داد زيرا او تا آنجا که در توان داشت سخت تر کار مي‌کرد و در زندگي وقتي با شکست مواجه مي‌شد گاهي اوقات لازم بود سخت‌تر کار کند و بر تلاشش بيفزايد. گاهي بهتر است استراتژي را عوض کنيم و استراتژي ديگري را بيازمائيم وگاهي بهتر است از هر دو استراتژي بهره ببريم.
خرگوش و لاک پشت درس حياتي ديگري نيز گرفتند. وقتي رقابت عليه رقيب را متوقف مي‌کنيم و در عوض به رقابت عليه موقعيت مي‌پردازيم خيلي بهتر کار را اجرا مي‌کنيم.

 

مطالب مرتبطی که خواندن آنها را به شما توصیه می کنم :

عکس نوشته : هدف، استراتژی، پیگیری و ممارست

داستانک: جایگاه شما کجاست!

مطلب : آموزش هدفمند کارکنان به سبک موسسه هنری آبرنگ خراسان

مطلب: درسی از مدیران کوکاکولا

مطلب: تکنیک های تمرکز به روی اهداف

مطلب: نايست! حتي اگر....

مطلب: تفکر دلفینی

 

دریافت جدیدترین مطالب سایت از طریق ایمیل:

لینک عضویت در خبر نامه

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/management/short-history28.html
13 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
مهناز سعیدی : 1392/07/26
0
10

با سلام و خسته نباشید تجزیه و تحلیل ها بسیار به جا و عالی بود امیوارم ماهم بتوانیم در زندگی روزمره مان مانند این خرگوش و لاک پشت باشیم.

ممنونم از اظهار نظر شما در خصوص این مطلب. اگر به اهمیت رابطه برد برد در هر زمینه ای پی ببریم اونوقت بیشتر به هم سود میرسونیم چون به این باور رسیدیم که هر گلی که بزنیم به سر خودمون زدیم.. روبه راه خوبی ها باشید.

نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: