• حرکت باعث تغیير میشود وتغيیرسبب پیشرفت است..
  • فرار كردن از مشكلات فقط فاصله رسيدن به راه حل را افزايش مي دهد. آسانترين راه براي گريختن از مشكلات حل كردن آنها است.
  • درخت بودن زیباست زیباتر از آن با هم بودن وجنگل را ساختن است..
  • اگر ادعا می کنید انسان خوبی هستید این خوبی را در رفتار و افکار و هدف های خود نسبت به دیگران نمایان کنید..
  • آن کس که مشتاق به آموختن است، همواره معلمی خواهد یافت..
  • مفید ترین سرمایه یک شخص مغزی پر ازدانش نیست، بلکه قلبی سرشار از عشق ، گوشی آماده شنیدن و دستی خواهان یاری رساندن است..
  • افراد موفق در هفته هفت امروز دارند... اما افراد ناموفق هفت فــــــــــردا...
  • حریفی در کار نیست که ما را مات کند!ما،مات ِ بی‌حرکتی ِ خود هستیم ...
  • هیچ ریسکی برای آنانکه دست خود را در دست پروردگار جهان هستی گذارده و به آن ایمان دارند وجود ندارد.
  • کارهای تکراری ما نشانه شخصیت ماست .
  • برنده شدن همیشه به معنی اولین بودن نیست. برنده شدن به معنی انجام کار، بهتر از دفعات قبل است.
  • اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد..
  • شرافت یعنی همیشه کار درست را انجام دهید حتی اگر کسی شما را تماشا نکند..
  • معــــنای برخورد با مسأله این نیست که باید کاری کرد..معنایش این است که باید چیزی آمـوخــــــــــــت..
  • انسانهای بی هدف مجبورند تمام عمر برای انسانهای هدفمند کار کنند..
  • مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود می‌آیند، نمی‌توانند با همان سطح تفکر حل گردند..
  • هر چه آموختید را چون باری بدانید که بر دوش دیگران باید نهید..
  • هرگاه فرد مساله را بدلیل نادانی و ناتوانی نمی تواند حل کند, آن را به قضا و قدر , سرنوشت , شیطان و دیگران نسبت می دهد..
  • آنچه سرنوشت ما را تعیین میکند تصمیمات ماست نه شرایط..
  • آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند..
  • وجود کارمندان ناشایست ، برآیند دوام مدیران نالایق است..
  • آدمهای دور وبرخود را نمیتوانید تغییر دهید اما آدمهایی که انتخاب میکنید دور و برتان باشند را چرا..
  • هنر گوش فرا دادن را بیاموز ...آن وقت حتی از یاوه گویان نیز پند خواهی آموخت !
  • مشكلات فرصت هايي هستند در لباس كار و تلاش.
  • نود و نه درصد از ناکامیها به افرادی باز می گردد که عادت به بهانه تراشی دارند..
  • مشکل فکر های بسته این است که دهانشان پیوسته باز است!
  • برای اداره کردن خویش از سرت استفاده کن وبرای اداره کردن دیگران از قلبت..
  • حتی لاک پشت ها هم هنگامی که بدانند به کجا می روند زودتر از خرگوش ها به مقصد می رسند.
  • یک درخت هرچقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز میشود,طولانی ترین سفرها با اولین قدم.

مطلب : یادگیری مهارت هوش هیجانی نیاز امروز جامعه ایرانی

مطلب : یادگیری مهارت هوش هیجانی نیاز امروز جامعه ایرانی


گروه: مطالب مدیریتی
تاریخ درج: 1396/06/05
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 374

چه عاملی موجب تمایز بین رهبران بزرگ و معمولی، و بطورکلی افراد موفق و معمولی در یک جامعه می شود؟

یادگیری مهارت هوش هیجانی نیاز امروز جامعه ایرانی


چه عاملی موجب تمایز بین رهبران بزرگ و معمولی، و بطورکلی افراد موفق و معمولی در یک جامعه می شود؟


روان شناسان به آن هوش هیجانی یا همان EQ می گویند.
دانیل گلمن با مطالعه عملکرد مدیران بیش از دویست شرکت بزرگ دریافت که هوش هیجانی دو برابر مجموع بهره هوشی و توانایی فنر افراد در عملکرد آنها اهمیت دارد.
در سطوح ارشد سازمانی هوش هیجانی عاملی است که بیش از 90 % تفاوت برترین رهبران از سایرین را موجب می شود .
پیش تر و در مطلبی با عنوان مقاله: ضریب هوشی ایرانی ها، توهم یا واقعیت؟!! به تحلیل جامع و کامل بررسی میزان ضریب هوشی جامعه ایرانی و اینکه بطور واقعی این ضریب هوشی در چه سطحی قرار دارد پرداخته بودیم . بطور خلاصه و بر اساس نتایج این پژوهش صورت گرفته میزان بهره هوشی میانگین ایرانی ها هر ساله کمتر و کمتر می شود و این مقوله به عنوان یک مساله و معضل اساسی در مباحث جامعه شناسی مطرح است .
اما همانطور که می دانیم و بر اساس تحقیقات صورت گرفته تا 80 % موفقیت یک فرد و بطور کلی یک جامعه تحت تاثیر فراگیری مهارت های هوش هیجانی می باشد. مهارتی که کاملا اکتسابی بوده و نیازمند یک برنامه آموزشی منسجم است تا مولفه های هوش هیجانی که شامل هوش کلامی ، مهارت برقراری ارتباط موثر ، هوش معنوی ، هوش تدبیری ، خود آگاهی و... می باشد در افراد یک جامعه و سلول بنیادی یک جامعه که تک تک شهروندان می باشند توسعه یابد.
جامعه امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به تقویت و فراگیری این فاکتورها نیاز دارد چرا که عموم افراد جامعه ما نه تنها بطور میانگین از ضریب هوشی منطقی یا IQ کم بهره اند بلکه شاخص های هوش هیجانی یا همان EQ نیز در آنها بسیار پایین است . مصداق این مهم را می توانید در تنش های موجود و هر روزه ای ببینید که در فرهنگ ترافیک، کار گروهی و تعارضات مختلف در بیرون و درون سازمانها شاهد آن هستیم .


هوش هیجانی دقیقا چیست ؟


بر اساس تحقیقات دانیل گلمن این هوش از پنج مولفه ساخته شده است :
-    خود آگاهی
-    خود نظم دهی
-    انگیزش
-    همدلی
-    و مهارت های اجتماعی

به نظر شما سهم جامعه و شهروندان ایرانی در هر یک از این مولفه ها به چه میزانی  است ؟
سهم و میزان مهارت شما در هر یک از این مولفه ها به چه اندازه ای است ؟

تصویر مولفه های هوش هیجانی


در ادامه به تشریح هر کدام از مولفه های هوش هیجانی خواهیم پرداخت .

خود آگاهی :
خود آگاهی عبارتست از فهم احساسات خود و تاثیر آن بر دیگران
افراد و رهبران خود آگاه مطمئن و صادق هستند.
آنها می  توانند ارزیابی واقع بینانه ای از قوت ها و ضعف هایشان داشته باشند و غالبا به گونه ای متواضعانه و همراه با شوخ طبعی در مورد آنها صحبت می کنند .

خود نظم دهی :
خود نظم دهی عبارتست از توانایی کنترل و تغییر جهت انگیزه های مخرب و مصداق بارز وجود این مهارت در افراد تفکر قبل از عمل می باشد.
افراد دارای این توانایی قابل اعتماد هستند . با ابهامات راحت رو برو می شوند و می توانند قضاوت را متوقف کنند و پذیرای تغییرات باشند.

انگیزش :
مهارت انگیزش به مفهوم اشتیاق به کار و برخورداری از انرژی و پایداری به دلایلی فراتر از پول و مقام است . به این معنی که افراد دارای این مهارت، هدفمند، خوش بین و متعهد به سازمان، خانواده و جامعه خود هستند .

همدلی :
مهارت همدلی توانایی فهم نیازهای احساسی دیگران و رفتار متناسب با آن است . رهبران و افراد همدل در توسعه و حفظ استعداد ها، تامین انتظارات و خواسته های دیگران ( مشتریان ) و مدیریت حساسیت های میان فرهنگی به خوبی عمل می کنند .

مهارت اجتماعی:
مهارت اجتماعی به معنی تخصص در مدیریت روابط، توسعه شبکه ، ایجاد توافق و یافتن زمینه های مشترک است . این مهارت قدرت متقائد ساختن افراد و رهبران را بیشتر می  کند و به آنها در ایجاد تغییر کمک می کند.
 بر اساس نتایج پژوهش های صورت گرفته همه ی ما می توانیم سطوح مختلف هوش هیجانی خود را از طریق تمرین هایی که سیستم لیمبیک مغز  را فعال می کند ارتقاء دهیم .

این روش طی سه گام به نحو احسن انجام می شود:


مشوق       تمرین گسترده و مداوم و       بازخورد گرفتن از عملکرد


هوش هیجانی EQ تصویر

 

از آنجا که تمامی اجزاء هوش هیجانی به هم پیوسته هستند خواهید دید که بهبود یکی از این سه جزء می تواند به عملکرد بهتر دیگر اجزاء بی انجامد .
به عنوان مثال مدیر اجرایی را در نظر بگیرید که همکاران وی معتقدند به دلیل گوش ندادن درست به دیگران مهارت همدلی ضعیفی دارد. در جلسات تلفنش را چک می کند ، گاهی حرف دیگران را قطع می  کند . اغلب مسائل را بدون تدبیر از سر می گذراند و یا به نقطه نظرات متفاوت دیگران بی اعتناست .
زمانی که مدیر ارشد این نکته را به او یاد آوری می کند ، مدیر اجرایی متحیر می شود چرا که او در نظر خودش بسیار کار آمد و رک است . اما این بازخورد او را برای بهبود تشویق می  کند .
او در ذهنش جریانات خاصی را مرور می کند و فکر می کند که چطور می تواند بهتر عمل کند . او همچنین رهبران و افرادی را که شنودنگان خوبی هستند را مشاهده می کند و سعی در تقلید رفتار مثبت و موثر آنها خواهد داشت .
با هدایت مستمر توسط رئیسش او به تدریج در توانایی همدلی بهبود می یابد و منجر به بهتر شدن روحیه و بهره وری کار تیمی در مجموعه خودش می شود.
شکی نیست که رهبران و افراد یک جامعه هنوز به بهره هوشی و توانایی های فنی خوب نیاز دارند اما این توانایی ها پایه هستند .

افراد یک جامعه می بایست پنج جزء هوش هیجانی را داشته باشند و یا در خود توسعه دهند.

بر گرفته از تحقیقات هاروارد بیزنس ری ویو   HBR

مطالب مرتبطی که خواندن آنها را به شما توصیه می کنم :

 مطلب: فرار مغزها چقدر برای ایران هزینه دارد؟

مطلب: شما به چه کسانی می گویید موفق؟

مطلب: تفکر دلفینی

مطلب: ویژگی های یک شهروند خوب

مطلب: علم بهتر است یا نفت؟!؟

مطلب : رابطه اقتصاد و تجارت با فرهنگ جامعه

مطلب: بخشی از واقعیت های جامعه ایرانی

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/management/هوش-هیجانی.html
4 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: