• تنها در آب های آرام است که عکس اشیا قابل رویت است و تنها در ذهن آرام ست که می توانید انعکاس دنیا را تماشا کنید
  • هیچ بالشی،نـــرم تر از وجدان آسوده نیست ... !
  • خدا مرحم تمام زخمهاست.. هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد..
  • یادت باشد هیچ کجا آنقدر شلوغ نیست که نتوانی لحظه ای با خدا خلوت کنی!
  • برای رسیدن به کبریا باید نه کبر داشت نه ریا
  • نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند..
  • آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند..
  • هر اندیشه مثبت و شایسته ای به چهره انسان زیبایی می بخشد...
  • تمامی رفتار بنی آدم متأثر از آنچیزی است که در گذشته اتفاق افتاده است
  • انسان خوبی باش اما وقتت را برای اثباتش به دیگران هدر نده..
  • مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است..
  • نمیتوانم آینده را پیش بینی کنم. نمیتوانم گذشته را تغییر بدهم..فقط همین لحظه را دارم،پس طوری از این لحظه لذت خواهم برد که گویی آخرین لحظه عمر من است.
  • در ذهن خود افکار خوبی بپرورانید، زیرا هرگز فراتر از افکارتان ترقی نخواهید کرد
  • دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است و مالی که تو را سود ندهد عذاب است..
  • وسعت دنیا هرکس به اندازه وسعت اندیشه اوست..
  • اگر بخشش باعث کوچک شدن می شد.. خداوند اینقدر بزرگ نبود..
  • نگرش درست،نیمی از موفقیت است!یکی میگفت:شب فرا رسیده است.. در حالیکه دیگری میگفت: صبح در راه است.. !
  • عمر ما کوتاه نیست، ما کوتاهی می کنیم..
  • سازت اگر عشق را بنوازد همه ی خلقت به رقص می آیند..
  • نگرانیهای امروز،از گرفتاریهای فردای شما کم نمیکند..فقط شادی امروزتان را از بین میبرد..!
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام..
  • هرکسی میتواند پنهان شود،این آسان ترین کار است. اما..ایستادن،با حقیقت روبرو شدن و مشکلات را حل کردن آن چیزی است که تو را قوی میسازد.
  • زندگی نقطه چینی است که تو با بودن، تلاش، آگاهی و عشق آن را به خطی برای رسیدن به انسانیت تبدیل می کنی..
  • خدایا .. مارا ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم یا “جا” زدیم..
  • هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد..
  • برخی آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند که به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم!!
  • یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد نمیتوان قاب گرفت. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت..
  • اگر هنوز دنبال کسی میگردی که زندگی تو را تغییر بدهد.. به آینه نگاه کن..
  • هیچ کس آن قدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آن قدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد..

مطلب: یک کار آفرین کوچک

مطلب: یک کار آفرین کوچک


گروه: دست خط
تاریخ درج: 1394/05/03
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 1103

چند سال پیش در سفری به کرمانشاه برای بازدید از بنای بیستون رفته بودیم.. ماشین را در محلی نزدیک..

چند سال پیش در سفری به کرمانشاه برای بازدید از بنای بیستون رفته بودیم..
ماشین را در محلی نزدیک به آنجا پارک کردم که جوی آبی از کنارش رد می شد و ماشین های زیادی هم آنجا پارک کرده بودند..
تا بیام و ماشین را پارک کنم نوجوان ده دوازده ساله ای کنار ماشینم آمد در حالی که یک سطل و یک تکه اسفنج ابری هم در دستش بود.
به من گفت
" آقا به من اجازه بدین تا شما برمیگردین ماشینتون رو براتون بشورم. حتما در ایام سفر فرصت نکردین ماشین رو بشورین و الان هم فرصت خوبیه.. "
واقعا حرفش به دلم نشست,
یاد کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست افتادم و خاطرات نقل شده به زبان مدیر عامل موفق شرکت دوو از دوران کودکی و نحوه فروش متفاوت روزنامه هایش در بازار,
قطعا اون نوجوان کل سرمایه اش همان یک تکه اسفنج بود و یک سطل آب و البته ذهن خلاقش.. که بهش این اجازه را داده که علیرغم تمام مشکلات و محدودیت ها با چشم باز به دنبال فرصت ها بگردد..
 
نکته ی جالبش این بود که وقتی راجع به هزینه ی انجام کار ازش پرسیدم گفت اجازه بدین من کارم تموم بشه, هر چقدر از کارم راضی بودین بپردازین..
 
اصلا انگار این پسر روانشناسی فروش تو ذاتش بود. خب معلومه بعد از شنیدن این حرف جای هیچگونه چانه زنی برای من باقی نمی ماند.
 داستان کار آفرینی / کارواش / خلاقیت
وقتی برگشتم دیدم حسابی ماشین من را شسته و علاوه بر آن چند تا ماشین دیگه را هم همینطور..
بیشتر از مبلغی که همیشه برای شستشوی ماشین به کارواش میدادم بهش پرداختم و قلبا هم از این اتفاق خوشحال بودم..
درسی را که آن روز از آن پسر کم سن و سال یاد گرفتم را بارها در کلاس های مختلف بازاریابی و فروش برای دوستان به عنوان یک کیس واقعی مطرح کردم و این تجربه ی خوب را با دوستان مختلف به اشتراک گذاشتم..

هاشم راعی مشاور و مدرس مدیریت

 

مطالب مرتبطی که خواندن آنها را به شما توصیه می کنم :

کارگاه آموزشی بازار یابی و فروش حرفه ای بر مبنای اصول روانشناسی

داستانک: نتیجه اعتماد و احترام به مشتری

مطلب: نمونه ای از ارتباط بلوغ فرهنگی و بلوغ تجاری

مطلب: الگویی مناسب در جلب رضایت مشتری و تبلیغات

مطلب: ۷ چالش مشترک و اصلی پیش روی کارآفرینان

مطلب: آنچه برای خود می پسندید برای مشتریان خود نیز بپسندید..

دوره آموزشی مدیریت ارتباط با مشتریان CRM

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/handwriting/کارآفرین-کوچک-خلاقیت.html
9 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: