• بهترین راه برای پیش بینی آینده ساختن آن است..
  • نگرانیهای امروز،از گرفتاریهای فردای شما کم نمیکند..فقط شادی امروزتان را از بین میبرد..!
  • یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد نمیتوان قاب گرفت. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت..
  • ثروتمند بودن به مقدار پولی که در حساب بانکی توست بستگی ندارد،بلکه به مقدار مهربانی که در قلب توست بستگی دارد.
  • انسان خوبی باش اما وقتت را برای اثباتش به دیگران هدر نده..
  • عشق به تنهایی باقی نمی ماند و هیچ معنایی ندارد. عشق باید به مرحله عمل در آید و آن عمل خدمت است..
  • هر کسی را که می بینید با او مهربان باشید. چونکه در حال مبارزه و کشمکش با مشکلات زندگیش است.
  • چشم بسته هم میتوان راه رفت و زمین نخورد..اگر دستت در دست خدا باشد...!
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • پیروزی یعنی: توانایی رفتن از یک شکست، به شکستی دیگر بدون از دست دادن اشتیاق..
  • هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد..
  • اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم..
  • چنان انسان باش و چنان زندگی کن که اگر هر کس انسانی چون تو باشد و همچون تو زندگی کند این زمین بصورت بهشت خدای درآید..
  • وسعت دنیا هرکس به اندازه وسعت اندیشه اوست..
  • یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …
  • من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام..
  • تمامی رفتار بنی آدم متأثر از آنچیزی است که در گذشته اتفاق افتاده است
  • مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است..
  • پیش از آن که بالا رفتن از نردبان موفقیت را شروع کنید ابتدا مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده‌اید..
  • برای رسیدن به روزهای خوب باید چند روزی را سخت گذراند..
  • یادت باشد هیچ کجا آنقدر شلوغ نیست که نتوانی لحظه ای با خدا خلوت کنی!
  • هيچكس مجبور نيست انسان بزرگي باشد، تنها انسان بودن كافي است.
  • جامعه ای فرزانگی و سعادت می یابد كه خواندن، كار روزانه اش باشد..
  • پروانه گاهی فراموش می کند که زمانی کرم بوده و کرم نمی داند که روزی به پروانه ای زیبا بدل خواهد شد. فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست..
  • نمیتوانم آینده را پیش بینی کنم. نمیتوانم گذشته را تغییر بدهم..فقط همین لحظه را دارم،پس طوری از این لحظه لذت خواهم برد که گویی آخرین لحظه عمر من است.
  • هرکسی میتواند پنهان شود،این آسان ترین کار است. اما..ایستادن،با حقیقت روبرو شدن و مشکلات را حل کردن آن چیزی است که تو را قوی میسازد.
  • خدا مرحم تمام زخمهاست.. هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد..
  • تنها در آب های آرام است که عکس اشیا قابل رویت است و تنها در ذهن آرام ست که می توانید انعکاس دنیا را تماشا کنید
  • نگرش همانند رنگ شیشه عينکی است که در برابر چشمان ما قرار دارد، به هر چیزی که بنگریم تحت تاثیر آن رنگ قرار دارد.
  • هیچ کس آن قدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آن قدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد..

مطلب: یک کار آفرین کوچک

مطلب: یک کار آفرین کوچک


گروه: دست خط
تاریخ درج: 1394/05/03
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 1340

چند سال پیش در سفری به کرمانشاه برای بازدید از بنای بیستون رفته بودیم.. ماشین را در محلی نزدیک..

چند سال پیش در سفری به کرمانشاه برای بازدید از بنای بیستون رفته بودیم..
ماشین را در محلی نزدیک به آنجا پارک کردم که جوی آبی از کنارش رد می شد و ماشین های زیادی هم آنجا پارک کرده بودند..
تا بیام و ماشین را پارک کنم نوجوان ده دوازده ساله ای کنار ماشینم آمد در حالی که یک سطل و یک تکه اسفنج ابری هم در دستش بود.
به من گفت
" آقا به من اجازه بدین تا شما برمیگردین ماشینتون رو براتون بشورم. حتما در ایام سفر فرصت نکردین ماشین رو بشورین و الان هم فرصت خوبیه.. "
واقعا حرفش به دلم نشست,
یاد کتاب سنگ فرش هر خیابان از طلاست افتادم و خاطرات نقل شده به زبان مدیر عامل موفق شرکت دوو از دوران کودکی و نحوه فروش متفاوت روزنامه هایش در بازار,
قطعا اون نوجوان کل سرمایه اش همان یک تکه اسفنج بود و یک سطل آب و البته ذهن خلاقش.. که بهش این اجازه را داده که علیرغم تمام مشکلات و محدودیت ها با چشم باز به دنبال فرصت ها بگردد..
 
نکته ی جالبش این بود که وقتی راجع به هزینه ی انجام کار ازش پرسیدم گفت اجازه بدین من کارم تموم بشه, هر چقدر از کارم راضی بودین بپردازین..
 
اصلا انگار این پسر روانشناسی فروش تو ذاتش بود. خب معلومه بعد از شنیدن این حرف جای هیچگونه چانه زنی برای من باقی نمی ماند.
 داستان کار آفرینی / کارواش / خلاقیت
وقتی برگشتم دیدم حسابی ماشین من را شسته و علاوه بر آن چند تا ماشین دیگه را هم همینطور..
بیشتر از مبلغی که همیشه برای شستشوی ماشین به کارواش میدادم بهش پرداختم و قلبا هم از این اتفاق خوشحال بودم..
درسی را که آن روز از آن پسر کم سن و سال یاد گرفتم را بارها در کلاس های مختلف بازاریابی و فروش برای دوستان به عنوان یک کیس واقعی مطرح کردم و این تجربه ی خوب را با دوستان مختلف به اشتراک گذاشتم..

هاشم راعی مشاور و مدرس مدیریت

 

مطالب مرتبطی که خواندن آنها را به شما توصیه می کنم :

کارگاه آموزشی بازار یابی و فروش حرفه ای بر مبنای اصول روانشناسی

داستانک: نتیجه اعتماد و احترام به مشتری

مطلب: نمونه ای از ارتباط بلوغ فرهنگی و بلوغ تجاری

مطلب: الگویی مناسب در جلب رضایت مشتری و تبلیغات

مطلب: ۷ چالش مشترک و اصلی پیش روی کارآفرینان

مطلب: آنچه برای خود می پسندید برای مشتریان خود نیز بپسندید..

دوره آموزشی مدیریت ارتباط با مشتریان CRM

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/handwriting/کارآفرین-کوچک-خلاقیت.html
9 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: