• آگاهی، چراغ راه توسعه و تعالیست..
  • خدا مرحم تمام زخمهاست.. هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد..
  • آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند..
  • یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد نمیتوان قاب گرفت. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت..
  • شادمانی ما در گرو شادمانی دیگران است و ما تنها قادر به دریافت شادمانی و آرامش از طریق اهداء آرامش و شادی به دیگران هستیم..
  • برای رسیدن به روزهای خوب باید چند روزی را سخت گذراند..
  • زندگی نقطه چینی است که تو با بودن، تلاش، آگاهی و عشق آن را به خطی برای رسیدن به انسانیت تبدیل می کنی..
  • تمام نظام خلقت از طریق عشق، همدلی و هماهنگی گرد هم آمده است. اگر افکار خود را در جهت این اصول بکار اندازید، هیچ چیزی نمیتواند مانع حرکت شما شود..
  • نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند..
  • اگر بخشش باعث کوچک شدن می شد.. خداوند اینقدر بزرگ نبود..
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم..
  • نمیتوانم آینده را پیش بینی کنم. نمیتوانم گذشته را تغییر بدهم..فقط همین لحظه را دارم،پس طوری از این لحظه لذت خواهم برد که گویی آخرین لحظه عمر من است.
  • چنان انسان باش و چنان زندگی کن که اگر هر کس انسانی چون تو باشد و همچون تو زندگی کند این زمین بصورت بهشت خدای درآید..
  • پیروزی یعنی: توانایی رفتن از یک شکست، به شکستی دیگر بدون از دست دادن اشتیاق..
  • سازت اگر عشق را بنوازد همه ی خلقت به رقص می آیند..
  • ثروتمند بودن به مقدار پولی که در حساب بانکی توست بستگی ندارد،بلکه به مقدار مهربانی که در قلب توست بستگی دارد.
  • بهترین راه برای پیش بینی آینده ساختن آن است..
  • عشق انسان را داغ میکند و دوست داشتن انسان را پخته میکند! هر داغی روزی سرد میشود، ولی پخته هیچگاه خام نمیشود..
  • نگرش همانند رنگ شیشه عينکی است که در برابر چشمان ما قرار دارد، به هر چیزی که بنگریم تحت تاثیر آن رنگ قرار دارد.
  • هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد..
  • برخی آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند که به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم!!
  • عمر ما کوتاه نیست، ما کوتاهی می کنیم..
  • برای رسیدن به کبریا باید نه کبر داشت نه ریا
  • اگر هنوز دنبال کسی میگردی که زندگی تو را تغییر بدهد.. به آینه نگاه کن..
  • تنها در آب های آرام است که عکس اشیا قابل رویت است و تنها در ذهن آرام ست که می توانید انعکاس دنیا را تماشا کنید
  • انسان خوبی باش اما وقتت را برای اثباتش به دیگران هدر نده..
  • هیچ کس آن قدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آن قدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد..
  • تمامی رفتار بنی آدم متأثر از آنچیزی است که در گذشته اتفاق افتاده است
  • وسعت دنیا هرکس به اندازه وسعت اندیشه اوست..

مطلب : سناریو فراری دادن مغزها

مطلب : سناریو فراری دادن مغزها


گروه: دست خط
تاریخ درج: 1397/08/05
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 155

پدیده فرار مغزها و فراری دادن مغزها، فقط در یک کشور اتفاق نمی افتد . ممکن است در یک شهر ، محله و یا حتی شرکت  هم مصداق داشته باشد .

پدیده فرار مغزها و فراری دادن مغزها، فقط در یک کشور اتفاق نمی افتد . ممکن است در یک شهر ، محله و یا حتی شرکت  هم مصداق داشته باشد .

مغزها به سه دلیل می روند ، یا توسط بی مغزها آزار می بینند (فراری داده می شوند) و یا برای رسیدن به محیطی پویاتر برای رشد از سیستم قبلی خود جدا می شوند ( فرار مغزها ) و یا بصورت هدفمند مغزها هدایت میشوند تا بعد از رشد و بلوغ بیشتر در یک محیط پویاتر به سیستم اصلی خود برگردند . در  حالت  اول و دوم سیستم می ماند و فقدان تفکر خلاق و دارای مهارتهای ارزشمند ، حل مساله و تصمیم گیری و ...

و اینجاست که چرخه ی هم افزای تنزل و سقوط شکل می گیرد . یعنی هر چه عرصه بر اصحاب اندیشه تنگ تر شود و یا زمینه لازم برای رشدشان فراهم نشود، سیستم روز به روز از درون تهی و تهی تر خواهد شد . تا جایی که مدام به مسائل جدید پاسخ های قدیمی میدهد و به عبارتی نمی تواند خود را با سرعت تغییرات بیرونی منطبق نماید .
به عنوان مثال اگر هوای بیرون خانه سرد شود (تغییرات بیرونی) شما برای بقا از وسایل گرمایشی مناسب استفاده می کنید ( تغییرات درونی )
و اگر از اینکار بدلیل تعصب و جهل و... اجتناب کنید ، نتیجه و پیامد آن کاملا گویاست .
حالا تصور کنید عده ای تعمدا عرصه را بر مغزها تنگ و تنگ تر می کنند تا آنها را فراری بدهند .
ساده لوحانه است اگر فکر کنیم که این عده آنهم در سطح کلان یک سیستم از روی جهل اینکار را می کنند .
اتفاقا بنده معتقدم بخوبی می دانند که میانگین ضریب هوشی ۸۴ که سال به سال کمتر هم میشود را بهتر و بدون دردسر تر از میانگین ۹۰ به بالا که سال به سال بیشتر هم می شود را می توان با وعده و بازی سازی های سیاسی اغوا کرد و بازی داد و دارایی هاشان را خورد و ...
فقط کافیست طوری به جماعت تلقین کنی که باهوش ترین مردم روی زمین هستند و چه و چه و چه ...

در هر سیستمی مراقب آدم های باهوش که نیت های خوبی در پس پندار و گفتار و کردارشان نیست باشیم .
اینها خوب بلدند چطوری عرصه را برای اهل اندیشه و فکر در یک سیستم تنگ و تنگ تر کنند .

یاد داشت هفتگی

هاشم راعی /مشاور و مدرس مدیریت

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/handwriting/فراری-دادن-مغزها.html
3 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: