• نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند..
  • خدایا .. مارا ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم یا “جا” زدیم..
  • اگر بخشش باعث کوچک شدن می شد.. خداوند اینقدر بزرگ نبود..
  • اگر هنوز دنبال کسی میگردی که زندگی تو را تغییر بدهد.. به آینه نگاه کن..
  • هر کسی را که می بینید با او مهربان باشید. چونکه در حال مبارزه و کشمکش با مشکلات زندگیش است.
  • نگرانیهای امروز،از گرفتاریهای فردای شما کم نمیکند..فقط شادی امروزتان را از بین میبرد..!
  • یادت باشد هیچ کجا آنقدر شلوغ نیست که نتوانی لحظه ای با خدا خلوت کنی!
  • اگر اندیشه‌های منفی را در سر نپرورانید و از این طریق به آنها خوراک نرسانید، آنها از کمبود توجه هلاک خواهند شد.
  • هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد..
  • برای رسیدن به روزهای خوب باید چند روزی را سخت گذراند..
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • در ذهن خود افکار خوبی بپرورانید، زیرا هرگز فراتر از افکارتان ترقی نخواهید کرد
  • انسان خوبی باش اما وقتت را برای اثباتش به دیگران هدر نده..
  • شادمانی ما در گرو شادمانی دیگران است و ما تنها قادر به دریافت شادمانی و آرامش از طریق اهداء آرامش و شادی به دیگران هستیم..
  • نگرش همانند رنگ شیشه عينکی است که در برابر چشمان ما قرار دارد، به هر چیزی که بنگریم تحت تاثیر آن رنگ قرار دارد.
  • آرامش اولین نشانه حضور و حلول خداوند در وجود شماست..
  • وسعت دنیا هرکس به اندازه وسعت اندیشه اوست..
  • بهترین راه برای پیش بینی آینده ساختن آن است..
  • هيچكس مجبور نيست انسان بزرگي باشد، تنها انسان بودن كافي است.
  • چشم بسته هم میتوان راه رفت و زمین نخورد..اگر دستت در دست خدا باشد...!
  • دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است و مالی که تو را سود ندهد عذاب است..
  • من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام..
  • عمر ما کوتاه نیست، ما کوتاهی می کنیم..
  • آگاهی، چراغ راه توسعه و تعالیست..
  • آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند..
  • هر اندیشه مثبت و شایسته ای به چهره انسان زیبایی می بخشد...
  • هیچ کس آن قدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آن قدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد..
  • نمیتوانم آینده را پیش بینی کنم. نمیتوانم گذشته را تغییر بدهم..فقط همین لحظه را دارم،پس طوری از این لحظه لذت خواهم برد که گویی آخرین لحظه عمر من است.
  • جامعه ای فرزانگی و سعادت می یابد كه خواندن، كار روزانه اش باشد..
  • تمام نظام خلقت از طریق عشق، همدلی و هماهنگی گرد هم آمده است. اگر افکار خود را در جهت این اصول بکار اندازید، هیچ چیزی نمیتواند مانع حرکت شما شود..

داستانک : جوجه ای که رفت تا پرواز یاد بگیره !

داستانک : جوجه ای که رفت تا پرواز یاد بگیره !


گروه: دست خط
تاریخ درج: 1395/02/09
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 1775

جوجه اش رو کلاغ از توی بالکن برد !  شوکه بود و گریه میکرد ..

جوجه اش رو کلاغ از توی بالکن برد !
شوکه بود و گریه میکرد ..
بهش گفتم کلاغ اون رو برده تا بهش پرواز یاد بده !
اروم شد و خندید ..

 

کاش یکی هم بود به من ازین داستان ها میگفت تا آروم بشم..

 هاشم راعی / اینبار یه بابای بی داستان 

 

تصویر جوجه

 

مطالب مرتبطی که خواندن آنها را به شما توصیه می کنم :

داستانک: عدم خشونت والدین در تربیت فرزندان

مطلب: چگونه به کودک خود نه بگوییم؟

داستانک: گمشده ی کوچه پس کوچه های زندگی

مطلب: با قهرمانان ملی ۲ (محمدعلی محمدیان)

داستانک: اگر من نخوانم چه می‌شود؟!

داستانک: مهربانی صادقانه

مطلب: با قهرمانان ملی ۳ ( امید عباسی )

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/handwriting/جوجه-پرواز.html
6 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: