• چشم بسته هم میتوان راه رفت و زمین نخورد..اگر دستت در دست خدا باشد...!
  • برای رسیدن به کبریا باید نه کبر داشت نه ریا
  • هرکسی میتواند پنهان شود،این آسان ترین کار است. اما..ایستادن،با حقیقت روبرو شدن و مشکلات را حل کردن آن چیزی است که تو را قوی میسازد.
  • نگرانیهای امروز،از گرفتاریهای فردای شما کم نمیکند..فقط شادی امروزتان را از بین میبرد..!
  • نگرش همانند رنگ شیشه عينکی است که در برابر چشمان ما قرار دارد، به هر چیزی که بنگریم تحت تاثیر آن رنگ قرار دارد.
  • در ذهن خود افکار خوبی بپرورانید، زیرا هرگز فراتر از افکارتان ترقی نخواهید کرد
  • یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد نمیتوان قاب گرفت. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت..
  • هر کسی را که می بینید با او مهربان باشید. چونکه در حال مبارزه و کشمکش با مشکلات زندگیش است.
  • خدایا .. مارا ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم یا “جا” زدیم..
  • پیروزی یعنی: توانایی رفتن از یک شکست، به شکستی دیگر بدون از دست دادن اشتیاق..
  • اگر هنوز دنبال کسی میگردی که زندگی تو را تغییر بدهد.. به آینه نگاه کن..
  • آگاهی، چراغ راه توسعه و تعالیست..
  • نمیتوانم آینده را پیش بینی کنم. نمیتوانم گذشته را تغییر بدهم..فقط همین لحظه را دارم،پس طوری از این لحظه لذت خواهم برد که گویی آخرین لحظه عمر من است.
  • هر اندیشه مثبت و شایسته ای به چهره انسان زیبایی می بخشد...
  • وسعت دنیا هرکس به اندازه وسعت اندیشه اوست..
  • شادمانی ما در گرو شادمانی دیگران است و ما تنها قادر به دریافت شادمانی و آرامش از طریق اهداء آرامش و شادی به دیگران هستیم..
  • مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است..
  • آرامش اولین نشانه حضور و حلول خداوند در وجود شماست..
  • پروانه گاهی فراموش می کند که زمانی کرم بوده و کرم نمی داند که روزی به پروانه ای زیبا بدل خواهد شد. فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست..
  • زندگی نقطه چینی است که تو با بودن، تلاش، آگاهی و عشق آن را به خطی برای رسیدن به انسانیت تبدیل می کنی..
  • سازت اگر عشق را بنوازد همه ی خلقت به رقص می آیند..
  • اگر بخشش باعث کوچک شدن می شد.. خداوند اینقدر بزرگ نبود..
  • یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …
  • عشق به تنهایی باقی نمی ماند و هیچ معنایی ندارد. عشق باید به مرحله عمل در آید و آن عمل خدمت است..
  • خدا مرحم تمام زخمهاست.. هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد..
  • جامعه ای فرزانگی و سعادت می یابد كه خواندن، كار روزانه اش باشد..
  • اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم..
  • برخی آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند که به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم!!
  • نگرش درست،نیمی از موفقیت است!یکی میگفت:شب فرا رسیده است.. در حالیکه دیگری میگفت: صبح در راه است.. !
  • آنچه که هستی هدیه خداوند است و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند... پس بی نظیر باش..

مطلب : جامعه تب دار

مطلب : جامعه تب دار


گروه: دست خط
تاریخ درج: 1397/12/11
نویسنده: مدیر سایت
منبع: هاشم راعی
تعداد بازدید: 155

حال و روز امروز جامعه ما به مریض بد حالی شبیه است که در اوج تب و بیماری هذیان می گوید !

جامعه تب دار !

حال و روز امروز جامعه ما به مریض بد حالی شبیه است که در اوج تب و بیماری هذیان می گوید !

این مریض بد حال در شرایط سلامت و تندرستی شعر و آواز می خوانده و در کمال متانت با دیگران ارتباط برقرار می کرده ولی مدتیست که بر اثر شیوع بیماری همیشه تب و تشنج می کند و هذیان می گوید .

اگر فردی برای عیادت بر سر بیمار تب دار حاضر شود و بیمار حتی به او و بستگانش هم بد و بیراه بگوید ، آنها خوب می دانند که علت این هذیان گویی تب و بیماریست و علت تب و بیماری عفونتی است که کل بدن بیمار را گرفته ! به خود بیمار خورده نمی گیرند و خوب میدانند که باید ریشه بیماری شناسایی و درمان شود.

شیوع فساد در تن جامعه ما، امروز بیماری خطرناکیست که تب و تشنج و اضطراب بوجود آورده . فسادی فراگیر که رفته رفته همه ی این بدن را بیمار و تب دار کرده است.
عفونتی است که به موقع کنترل نشده و وارد گردش خون شده ، وقتی عفونت وارد گردش خون شود یعنی به سرعت فراگیر می شود.
ما درین شرایط باید خودمان درمان گر خودمان باشیم !
هیچ پزشکی از بیرون نخواهد آمد و هیچ دم مسیحایی هم در کار نیست !


هر از گاهی( هر چهار سال ) دکتری با ادعای معالجه و درمان پیدایش می شود اما بجای درمان استخوان لای زخممان می گذارد تا همیشه تب دار بمانیم و هذیان گو، تا حق طبابتشان طولانی تر شود و بازارشان پر رونق تر !

نسخه ای هم اگر بدهد تهش می شود همان شعر سِتَروَن اخوان !

درمان واقعی زمانی آغاز خواهد شد که بفهمیم هیچ درمانگری غیر از خود ما برایمان نیست !

باید خودمان بیشتر هوای خودمان را داشته باشیم.
 از کسی که تب دار است پرستاری کنیم تا نوبت به خودمان که رسید پرستاری بالای سرمان باشد.

«بنی‌آدم اعضای یک‌پیکرند
که در آفرینش زیک گوهرند
 چو عضوی به‌درد آورد روزگار
 دگر عضوها را نماند قرار
 تو کز محنت دیگران بی‌غمی
 نشاید که نامت نهند آدمی»
سعدی


فراموش نکنیم که جامعه تب دار را راحت تر می توان به بردگی گرفت پس نیکی و محبت کردن بی دریغ به یکدیگر را تمرین کنیم که بهترین علاج بیماری ماست!

باید اکنون باده از باران گرفت
باید اکنون از محبت جان گرفت
باید اکنون دور از این غوغای غم
زندگی را بیش از این آسان گرفت...


امید آنکه همواره رو به راهش باشیم...

یادداشت هفتگی هاشم راعی /مشاور و مدرس مدیریت

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/handwriting/جامعه-تب-دار.html
2 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: