• عمر ما کوتاه نیست، ما کوتاهی می کنیم..
  • برای رسیدن به کبریا باید نه کبر داشت نه ریا
  • زندگی نقطه چینی است که تو با بودن، تلاش، آگاهی و عشق آن را به خطی برای رسیدن به انسانیت تبدیل می کنی..
  • ثروتمند بودن به مقدار پولی که در حساب بانکی توست بستگی ندارد،بلکه به مقدار مهربانی که در قلب توست بستگی دارد.
  • اگر بخشش باعث کوچک شدن می شد.. خداوند اینقدر بزرگ نبود..
  • هرکسی میتواند پنهان شود،این آسان ترین کار است. اما..ایستادن،با حقیقت روبرو شدن و مشکلات را حل کردن آن چیزی است که تو را قوی میسازد.
  • آنچه که هستی هدیه خداوند است و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند... پس بی نظیر باش..
  • هیچ بالشی،نـــرم تر از وجدان آسوده نیست ... !
  • دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است و مالی که تو را سود ندهد عذاب است..
  • نمیتوانم آینده را پیش بینی کنم. نمیتوانم گذشته را تغییر بدهم..فقط همین لحظه را دارم،پس طوری از این لحظه لذت خواهم برد که گویی آخرین لحظه عمر من است.
  • چنان انسان باش و چنان زندگی کن که اگر هر کس انسانی چون تو باشد و همچون تو زندگی کند این زمین بصورت بهشت خدای درآید..
  • چشم بسته هم میتوان راه رفت و زمین نخورد..اگر دستت در دست خدا باشد...!
  • نگرانیهای امروز،از گرفتاریهای فردای شما کم نمیکند..فقط شادی امروزتان را از بین میبرد..!
  • سازت اگر عشق را بنوازد همه ی خلقت به رقص می آیند..
  • مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است..
  • آگاهی، چراغ راه توسعه و تعالیست..
  • آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند..
  • اگر هنوز دنبال کسی میگردی که زندگی تو را تغییر بدهد.. به آینه نگاه کن..
  • برای رسیدن به روزهای خوب باید چند روزی را سخت گذراند..
  • من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام..
  • جامعه ای فرزانگی و سعادت می یابد كه خواندن، كار روزانه اش باشد..
  • نگرش همانند رنگ شیشه عينکی است که در برابر چشمان ما قرار دارد، به هر چیزی که بنگریم تحت تاثیر آن رنگ قرار دارد.
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • اگر اندیشه‌های منفی را در سر نپرورانید و از این طریق به آنها خوراک نرسانید، آنها از کمبود توجه هلاک خواهند شد.
  • پیش از آن که بالا رفتن از نردبان موفقیت را شروع کنید ابتدا مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده‌اید..
  • پروانه گاهی فراموش می کند که زمانی کرم بوده و کرم نمی داند که روزی به پروانه ای زیبا بدل خواهد شد. فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست..
  • شادمانی ما در گرو شادمانی دیگران است و ما تنها قادر به دریافت شادمانی و آرامش از طریق اهداء آرامش و شادی به دیگران هستیم..
  • عشق انسان را داغ میکند و دوست داشتن انسان را پخته میکند! هر داغی روزی سرد میشود، ولی پخته هیچگاه خام نمیشود..
  • تنها در آب های آرام است که عکس اشیا قابل رویت است و تنها در ذهن آرام ست که می توانید انعکاس دنیا را تماشا کنید
  • هيچكس مجبور نيست انسان بزرگي باشد، تنها انسان بودن كافي است.

مطلب : جامعه تب دار

مطلب : جامعه تب دار


گروه: دست خط
تاریخ درج: 1397/12/11
نویسنده: مدیر سایت
منبع: هاشم راعی
تعداد بازدید: 270

حال و روز امروز جامعه ما به مریض بد حالی شبیه است که در اوج تب و بیماری هذیان می گوید !

جامعه تب دار !

حال و روز امروز جامعه ما به مریض بد حالی شبیه است که در اوج تب و بیماری هذیان می گوید !

این مریض بد حال در شرایط سلامت و تندرستی شعر و آواز می خوانده و در کمال متانت با دیگران ارتباط برقرار می کرده ولی مدتیست که بر اثر شیوع بیماری همیشه تب و تشنج می کند و هذیان می گوید .

اگر فردی برای عیادت بر سر بیمار تب دار حاضر شود و بیمار حتی به او و بستگانش هم بد و بیراه بگوید ، آنها خوب می دانند که علت این هذیان گویی تب و بیماریست و علت تب و بیماری عفونتی است که کل بدن بیمار را گرفته ! به خود بیمار خورده نمی گیرند و خوب میدانند که باید ریشه بیماری شناسایی و درمان شود.

شیوع فساد در تن جامعه ما، امروز بیماری خطرناکیست که تب و تشنج و اضطراب بوجود آورده . فسادی فراگیر که رفته رفته همه ی این بدن را بیمار و تب دار کرده است.
عفونتی است که به موقع کنترل نشده و وارد گردش خون شده ، وقتی عفونت وارد گردش خون شود یعنی به سرعت فراگیر می شود.
ما درین شرایط باید خودمان درمان گر خودمان باشیم !
هیچ پزشکی از بیرون نخواهد آمد و هیچ دم مسیحایی هم در کار نیست !


هر از گاهی( هر چهار سال ) دکتری با ادعای معالجه و درمان پیدایش می شود اما بجای درمان استخوان لای زخممان می گذارد تا همیشه تب دار بمانیم و هذیان گو، تا حق طبابتشان طولانی تر شود و بازارشان پر رونق تر !

نسخه ای هم اگر بدهد تهش می شود همان شعر سِتَروَن اخوان !

درمان واقعی زمانی آغاز خواهد شد که بفهمیم هیچ درمانگری غیر از خود ما برایمان نیست !

باید خودمان بیشتر هوای خودمان را داشته باشیم.
 از کسی که تب دار است پرستاری کنیم تا نوبت به خودمان که رسید پرستاری بالای سرمان باشد.

«بنی‌آدم اعضای یک‌پیکرند
که در آفرینش زیک گوهرند
 چو عضوی به‌درد آورد روزگار
 دگر عضوها را نماند قرار
 تو کز محنت دیگران بی‌غمی
 نشاید که نامت نهند آدمی»
سعدی


فراموش نکنیم که جامعه تب دار را راحت تر می توان به بردگی گرفت پس نیکی و محبت کردن بی دریغ به یکدیگر را تمرین کنیم که بهترین علاج بیماری ماست!

باید اکنون باده از باران گرفت
باید اکنون از محبت جان گرفت
باید اکنون دور از این غوغای غم
زندگی را بیش از این آسان گرفت...


امید آنکه همواره رو به راهش باشیم...

یادداشت هفتگی هاشم راعی /مشاور و مدرس مدیریت

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/handwriting/جامعه-تب-دار.html
2 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: