• اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم..
  • هیچ بالشی،نـــرم تر از وجدان آسوده نیست ... !
  • برای رسیدن به روزهای خوب باید چند روزی را سخت گذراند..
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • ثروتمند بودن به مقدار پولی که در حساب بانکی توست بستگی ندارد،بلکه به مقدار مهربانی که در قلب توست بستگی دارد.
  • تمام نظام خلقت از طریق عشق، همدلی و هماهنگی گرد هم آمده است. اگر افکار خود را در جهت این اصول بکار اندازید، هیچ چیزی نمیتواند مانع حرکت شما شود..
  • عمر ما کوتاه نیست، ما کوتاهی می کنیم..
  • آرامش اولین نشانه حضور و حلول خداوند در وجود شماست..
  • آگاهی، چراغ راه توسعه و تعالیست..
  • اگر هنوز دنبال کسی میگردی که زندگی تو را تغییر بدهد.. به آینه نگاه کن..
  • خدا مرحم تمام زخمهاست.. هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد..
  • وسعت دنیا هرکس به اندازه وسعت اندیشه اوست..
  • برخی آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند که به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم!!
  • خدایا .. مارا ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم یا “جا” زدیم..
  • تمامی رفتار بنی آدم متأثر از آنچیزی است که در گذشته اتفاق افتاده است
  • آنچه که هستی هدیه خداوند است و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند... پس بی نظیر باش..
  • بهترین راه برای پیش بینی آینده ساختن آن است..
  • نگرش همانند رنگ شیشه عينکی است که در برابر چشمان ما قرار دارد، به هر چیزی که بنگریم تحت تاثیر آن رنگ قرار دارد.
  • هر اندیشه مثبت و شایسته ای به چهره انسان زیبایی می بخشد...
  • یادت باشد هیچ کجا آنقدر شلوغ نیست که نتوانی لحظه ای با خدا خلوت کنی!
  • چنان انسان باش و چنان زندگی کن که اگر هر کس انسانی چون تو باشد و همچون تو زندگی کند این زمین بصورت بهشت خدای درآید..
  • در ذهن خود افکار خوبی بپرورانید، زیرا هرگز فراتر از افکارتان ترقی نخواهید کرد
  • زندگی نقطه چینی است که تو با بودن، تلاش، آگاهی و عشق آن را به خطی برای رسیدن به انسانیت تبدیل می کنی..
  • من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام..
  • هر کسی را که می بینید با او مهربان باشید. چونکه در حال مبارزه و کشمکش با مشکلات زندگیش است.
  • یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد نمیتوان قاب گرفت. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت..
  • جامعه ای فرزانگی و سعادت می یابد كه خواندن، كار روزانه اش باشد..
  • پیروزی یعنی: توانایی رفتن از یک شکست، به شکستی دیگر بدون از دست دادن اشتیاق..
  • اگر بخشش باعث کوچک شدن می شد.. خداوند اینقدر بزرگ نبود..
  • نگرانیهای امروز،از گرفتاریهای فردای شما کم نمیکند..فقط شادی امروزتان را از بین میبرد..!

مطلب : جامعه تب دار

مطلب : جامعه تب دار


گروه: دست خط
تاریخ درج: 1397/12/11
نویسنده: مدیر سایت
منبع: هاشم راعی
تعداد بازدید: 68

حال و روز امروز جامعه ما به مریض بد حالی شبیه است که در اوج تب و بیماری هذیان می گوید !

جامعه تب دار !

حال و روز امروز جامعه ما به مریض بد حالی شبیه است که در اوج تب و بیماری هذیان می گوید !

این مریض بد حال در شرایط سلامت و تندرستی شعر و آواز می خوانده و در کمال متانت با دیگران ارتباط برقرار می کرده ولی مدتیست که بر اثر شیوع بیماری همیشه تب و تشنج می کند و هذیان می گوید .

اگر فردی برای عیادت بر سر بیمار تب دار حاضر شود و بیمار حتی به او و بستگانش هم بد و بیراه بگوید ، آنها خوب می دانند که علت این هذیان گویی تب و بیماریست و علت تب و بیماری عفونتی است که کل بدن بیمار را گرفته ! به خود بیمار خورده نمی گیرند و خوب میدانند که باید ریشه بیماری شناسایی و درمان شود.

شیوع فساد در تن جامعه ما، امروز بیماری خطرناکیست که تب و تشنج و اضطراب بوجود آورده . فسادی فراگیر که رفته رفته همه ی این بدن را بیمار و تب دار کرده است.
عفونتی است که به موقع کنترل نشده و وارد گردش خون شده ، وقتی عفونت وارد گردش خون شود یعنی به سرعت فراگیر می شود.
ما درین شرایط باید خودمان درمان گر خودمان باشیم !
هیچ پزشکی از بیرون نخواهد آمد و هیچ دم مسیحایی هم در کار نیست !


هر از گاهی( هر چهار سال ) دکتری با ادعای معالجه و درمان پیدایش می شود اما بجای درمان استخوان لای زخممان می گذارد تا همیشه تب دار بمانیم و هذیان گو، تا حق طبابتشان طولانی تر شود و بازارشان پر رونق تر !

نسخه ای هم اگر بدهد تهش می شود همان شعر سِتَروَن اخوان !

درمان واقعی زمانی آغاز خواهد شد که بفهمیم هیچ درمانگری غیر از خود ما برایمان نیست !

باید خودمان بیشتر هوای خودمان را داشته باشیم.
 از کسی که تب دار است پرستاری کنیم تا نوبت به خودمان که رسید پرستاری بالای سرمان باشد.

«بنی‌آدم اعضای یک‌پیکرند
که در آفرینش زیک گوهرند
 چو عضوی به‌درد آورد روزگار
 دگر عضوها را نماند قرار
 تو کز محنت دیگران بی‌غمی
 نشاید که نامت نهند آدمی»
سعدی


فراموش نکنیم که جامعه تب دار را راحت تر می توان به بردگی گرفت پس نیکی و محبت کردن بی دریغ به یکدیگر را تمرین کنیم که بهترین علاج بیماری ماست!

باید اکنون باده از باران گرفت
باید اکنون از محبت جان گرفت
باید اکنون دور از این غوغای غم
زندگی را بیش از این آسان گرفت...


امید آنکه همواره رو به راهش باشیم...

یادداشت هفتگی هاشم راعی /مشاور و مدرس مدیریت

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/handwriting/جامعه-تب-دار.html
1 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: