• آگاهی، چراغ راه توسعه و تعالیست..
  • جامعه ای فرزانگی و سعادت می یابد كه خواندن، كار روزانه اش باشد..
  • هر اندیشه مثبت و شایسته ای به چهره انسان زیبایی می بخشد...
  • من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام..
  • هرکسی میتواند پنهان شود،این آسان ترین کار است. اما..ایستادن،با حقیقت روبرو شدن و مشکلات را حل کردن آن چیزی است که تو را قوی میسازد.
  • زندگی نقطه چینی است که تو با بودن، تلاش، آگاهی و عشق آن را به خطی برای رسیدن به انسانیت تبدیل می کنی..
  • هیچ کس آن قدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آن قدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد..
  • ثروتمند بودن به مقدار پولی که در حساب بانکی توست بستگی ندارد،بلکه به مقدار مهربانی که در قلب توست بستگی دارد.
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • نگرش همانند رنگ شیشه عينکی است که در برابر چشمان ما قرار دارد، به هر چیزی که بنگریم تحت تاثیر آن رنگ قرار دارد.
  • تمام نظام خلقت از طریق عشق، همدلی و هماهنگی گرد هم آمده است. اگر افکار خود را در جهت این اصول بکار اندازید، هیچ چیزی نمیتواند مانع حرکت شما شود..
  • هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد..
  • خدایا .. مارا ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم یا “جا” زدیم..
  • چنان انسان باش و چنان زندگی کن که اگر هر کس انسانی چون تو باشد و همچون تو زندگی کند این زمین بصورت بهشت خدای درآید..
  • چشم بسته هم میتوان راه رفت و زمین نخورد..اگر دستت در دست خدا باشد...!
  • تمامی رفتار بنی آدم متأثر از آنچیزی است که در گذشته اتفاق افتاده است
  • هيچكس مجبور نيست انسان بزرگي باشد، تنها انسان بودن كافي است.
  • خدا مرحم تمام زخمهاست.. هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد..
  • برخی آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند که به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم!!
  • آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند..
  • انسان خوبی باش اما وقتت را برای اثباتش به دیگران هدر نده..
  • عمر ما کوتاه نیست، ما کوتاهی می کنیم..
  • دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است و مالی که تو را سود ندهد عذاب است..
  • نگرش درست،نیمی از موفقیت است!یکی میگفت:شب فرا رسیده است.. در حالیکه دیگری میگفت: صبح در راه است.. !
  • یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد نمیتوان قاب گرفت. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت..
  • اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم..
  • نمیتوانم آینده را پیش بینی کنم. نمیتوانم گذشته را تغییر بدهم..فقط همین لحظه را دارم،پس طوری از این لحظه لذت خواهم برد که گویی آخرین لحظه عمر من است.
  • هیچ بالشی،نـــرم تر از وجدان آسوده نیست ... !
  • برای رسیدن به روزهای خوب باید چند روزی را سخت گذراند..
  • شادمانی ما در گرو شادمانی دیگران است و ما تنها قادر به دریافت شادمانی و آرامش از طریق اهداء آرامش و شادی به دیگران هستیم..

مطلب: حریم شخصی

مطلب: حریم شخصی


گروه: فرهنگی و اجتماعی
تاریخ درج: 1392/09/03
نویسنده: مدیر سایت
منبع: ناشناس
تعداد بازدید: 1158

دیروز در حال خوردن غذا در یک رستوران بودم. یک زن و مرد که به نظر دوست یا زن و شوهر بودند، روی میز کناری نشسته بودند.

دیروز در حال خوردن غذا در یک رستوران بودم. یک زن و مرد که به نظر دوست یا زن و شوهر بودند، روی میز کناری نشسته بودند. دیدم که زن برای شستشوی دستشهایش بلند شد. مرد با نگاه های مهربان و لبخند محبت... آمیزش، زن را تا درب دستشویی بدرقه کرد.  

بلافاصله پس از بسته شدن درب، مرد به سمت موبایل زن هجوم آورد و مشغول جستجو در موبایل شد. چهره اش مانند آیینه ای بود که میتوانستی نوشته های داخل موبایل را در آن بخوانی. گاهی شاد. گاهی غمگین. گاهی کنجکاو. گاهی بی حوصله. 

  به سرعت موبایل را در جای خود گذاشت و زمانی که زن برگشت، با همان لبخند همیشگی، با زن صحبت کرد. این بار در چهره اش نشانه ای از غرور و زیرکی نیز دیده میشد. میتوانم فکر کنم که در آن لحظه با خودش چه می اندیشیده است... 

  شاید خودش را با شرلوک هولمز همرده می دانسته، یا پوارو یا هر کدام از این شخصیت هایی که احساس «تسلط، تجسس و هوشمندی»، تصویر آنها را در ذهن ما تداعی میکند. 

   یاد یکی از مدیرانم در سالهای دور افتادم. که پس از همه ی ما، شرکت را ترک میکرد. به تک تک اتاق ها میرفت. میزها را باز بینی میکرد. دستگاه شنود در اتاق ها میگذاشت و از شنیدن آنها لذت می برد. صدای مکالمات تلفنی را ضبط میکرد و در یک کلام، شرکت برای او، نه محلی برای کسب و کار، که یک لابراتوار انسان شناسی (یا کارمندشناسی) بود. 

  آمار دقیقی وجود ندارد. اما اگر کمی در فضای آنلاین،‌ گشت و گذار داشته باشید و با دوستانتان در این باره، گفتگو کنید میتوانید برآورد کنید که چه حجم زیادی از زمان، در جامعه ی ما، صرف جستجوی پسوورد دیگران (فیس بوک، ایمیل یاهو، جیمیل و ...) می شود. هر کس کارآگاهی است که میکوشد اطلاعات شخصی دیگران را جستجو، طبقه بندی و تحلیل کند...  

خانمی از میان دانشجویانم به من میگفت: «این حق طبیعی من است. میخواهم بدانم که همسرم به من وفادار است یا نه. میخواهم بدانم که به زندگی با او ادامه بدهم یا طلاق بگیرم و زندگی بهتری را آغاز کنم...». تنها حرفی که توانستم به او بزنم این بود که: «از همان لحظه ای که برای ارزیابی وضعیت رابطه، مجبور شده ای دزدانه وارد حریم شخصی همسرت شوی، پیداست که دیگر رابطه ای بین شما وجود ندارد و طلاق گرفته اید. هر چند که شاید سالهای سال، نامتان در شناسنامه ی یکدیگر بماند...» 

ای خداوند بزرگ. آیا من. قبل از آنکه دنیای بزرگ تو را و این سرزمین شگفت انگیز نابسامان سرشار از تعارض و تضاد را ترک کنم،‌ مردمی را خواهم دید که: 

از دین یکدیگر نپرسند؟ 

  اعتقادات مذهبی شان را در دل خود نگه دارند و به دیگران تحمیل نکنند؟

 درباره ی اینکه چه کسی در خانه اش چه حیوانی یا چه نوشیدنی نگه داری میکند، تجسس نکنند؟ 

  بدانند که موبایل قفل نشده ی روی میز، «ابزار جاسوسی» نیست، بلکه «پرچم اعتماد» است و این پرچم را با نگاه های خیانت آمیز، به آتش نکشند؟

 

سلیقه ی خود را به دیگری تحمیل نکنند.؟

 

«عقده» های خود را به عنوان «عقیده»، به قانون تبدیل نکنند؟ 

 و  بپذیرند که هر کس - دوست، همسر، مدیر یا کارمند - حریمی دارد: شخصی. برای خودش. 

 

میتوانی در کنار او باشی یا نباشی. اما تا روزی که بودی، باید به حریم شخصیش احترام بگذاری 

  آیا روزی جامعه ام را خواهم دید که در آن، «حریم شخصی» اگر نه بیشتر، لااقل به اندازه ی «حوله و مسواک شخصی» اهمیت داشته باشد؟

آیا می شود روزی مردم مسلمان جامعه ما به آیه 12 سوره الحجرات اعتقاد پیدا کنند که می گوید:

یا ایها الذین امنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا و لا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا فکرهتموه واتقواالله ان الله تواب رحیم.

 ای کسانیکه ایمان آوردید اجتناب کنید بسیاری از گمان ها را بدرستیکه بعضی از گمانها گناه است. و در کار یکدیگر تجسس نکنید. و غیبت نکنید بعضی از شما برخی دیگر را. آیا دوست می دارد یکی از شما آنکه بخورد گوشت برادر مرده خود را. پس کراهت دارید. و بپرهیزید از خدا که خدا بس توبه پذیر و مهربان است.

 

(قرآن کریم- آیه 12 سوره الحجرات)

 

یا به این کلام حضرت مولا که می فرمایند:

ای مالک اگر شبانگاه کسی را در حال گناه دیدی، صبح دم با آن چشم به او نگاه مکن زیرا ممکن است توبه کرده باشد و تو ندانی

به راستی با شرایط امروز جامعه که هر کس با گوشی دوربین دار خود در صدد شکار یک عیب از هم نوع خود است، اگر صفت عظیم ستارالعیوب بودن حق تعالی نبود، با چه امیدی باید زندگی می کردیم..
بستن http://www.hashemraei.com/analysis/cultural-social/private-limits.html
2 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: