• عشق انسان را داغ میکند و دوست داشتن انسان را پخته میکند! هر داغی روزی سرد میشود، ولی پخته هیچگاه خام نمیشود..
  • برای رسیدن به کبریا باید نه کبر داشت نه ریا
  • پیروزی یعنی: توانایی رفتن از یک شکست، به شکستی دیگر بدون از دست دادن اشتیاق..
  • اگر هنوز دنبال کسی میگردی که زندگی تو را تغییر بدهد.. به آینه نگاه کن..
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • هر اندیشه مثبت و شایسته ای به چهره انسان زیبایی می بخشد...
  • خدایا .. مارا ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم یا “جا” زدیم..
  • وسعت دنیا هرکس به اندازه وسعت اندیشه اوست..
  • بهترین راه برای پیش بینی آینده ساختن آن است..
  • آنچه که هستی هدیه خداوند است و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند... پس بی نظیر باش..
  • جامعه ای فرزانگی و سعادت می یابد كه خواندن، كار روزانه اش باشد..
  • هیچ کس آن قدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آن قدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد..
  • تمامی رفتار بنی آدم متأثر از آنچیزی است که در گذشته اتفاق افتاده است
  • هر کسی را که می بینید با او مهربان باشید. چونکه در حال مبارزه و کشمکش با مشکلات زندگیش است.
  • دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است و مالی که تو را سود ندهد عذاب است..
  • نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند..
  • هیچ بالشی،نـــرم تر از وجدان آسوده نیست ... !
  • نگرش همانند رنگ شیشه عينکی است که در برابر چشمان ما قرار دارد، به هر چیزی که بنگریم تحت تاثیر آن رنگ قرار دارد.
  • چشم بسته هم میتوان راه رفت و زمین نخورد..اگر دستت در دست خدا باشد...!
  • یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد نمیتوان قاب گرفت. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت..
  • انسان خوبی باش اما وقتت را برای اثباتش به دیگران هدر نده..
  • آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند..
  • تمام نظام خلقت از طریق عشق، همدلی و هماهنگی گرد هم آمده است. اگر افکار خود را در جهت این اصول بکار اندازید، هیچ چیزی نمیتواند مانع حرکت شما شود..
  • سازت اگر عشق را بنوازد همه ی خلقت به رقص می آیند..
  • اگر بخشش باعث کوچک شدن می شد.. خداوند اینقدر بزرگ نبود..
  • ثروتمند بودن به مقدار پولی که در حساب بانکی توست بستگی ندارد،بلکه به مقدار مهربانی که در قلب توست بستگی دارد.
  • اگر اندیشه‌های منفی را در سر نپرورانید و از این طریق به آنها خوراک نرسانید، آنها از کمبود توجه هلاک خواهند شد.
  • زندگی نقطه چینی است که تو با بودن، تلاش، آگاهی و عشق آن را به خطی برای رسیدن به انسانیت تبدیل می کنی..
  • عشق به تنهایی باقی نمی ماند و هیچ معنایی ندارد. عشق باید به مرحله عمل در آید و آن عمل خدمت است..
  • هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد..

مطلب: زندگی به روایت اوشو

مطلب: زندگی به روایت اوشو


گروه: فرهنگی و اجتماعی
تاریخ درج: 1393/05/13
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 2074

بگونه اي زندگي كن كه به هيچكس آسيب نرساني. سازنده، ملاحظه گرانه و هنرمندانه زندگي كن..

بگونه اي زندگي كن كه به هيچكس آسيب نرساني. سازنده، ملاحظه گرانه و هنرمندانه زندگي كن. با حساسيت و ظرافت زندگي كن و هيچگاه دل بسته نشو. از تمام تجارب زندگي لذت ببر. از تمام گلهاي زندگي لذت ببر اما روان باش. در هيچ جايي توقف نكن تا به خدا برسي.
 
انسان بگونه اي بسيار زمخت، با خشم،‌ با حسادت، با سلطه جويي و با "خود" زندگي مي كند. تو بايد تمام اين عناصر زمخت را از وجودت بيرون كني، زيرا آنها انرژي هاي فراواني را تلف مي كنند. فرصتهاي بسياري را هدر مي دهند.
بايد تمام اين انرژي ها را به آواز و ترانه، ‌به شادي و نشاط، ‌به عشق،‌ به صلح و آرامش دگرگون ساخت. آنگاه زندگي به شعر تبديل مي شود. آنگاه ‌بودن تو همه شور و حال مي شود.
 
 جملات اوشو
 
صرف "بودن " بيش از آن چيزي است كه تو بتواني طلبش كني. صرف نفس كشيدن براي اثبات وجود خدا كافيست، زيرا هر نفسي با خود شور و سرمستي فراوان مي آورد. زندگي چنان آهنگ و ترانه و چنان رقصي مي شود كه باورش براي تو ممكن نيست. فقط زماني مي تواني باورش كني كه تجربه اش كني.
 

 

 

 

دریافت جدیدترین مطالب سایت از طریق ایمیل:

لینک عضویت در خبر نامه

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/cultural-social/osho1.html
2 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
جواد : 1393/05/14
2
0

اوشو در گفته های خود تناقض گویی های بی شماری دارد،که هر فردی به راحتی می تواند چنین تناقضاتی را تشخیص دهد. به یکی ازتناقض گویی های اوشو در باره خداوند توجه فرمایید: قرن‌هاست که خدا را نور می پنداریم.این به سبب ترس ما از تاریکی است نه اینکه خدا فقط نور باشد.خدا به همان اندازه نور است که تاریکی است.خدا باید هم تاریکی باشدو هم نور، و گرنه تاریکی نمی تواند وجود داشته باشد.خدا باید هم پست ترین باشد هم بدترین،هم ماده هم ذهن.(3)اوشو در اینجا خدا را هم نور می داند و هم تاریکی اما در زیر عکس این سخن را بیان می کند. برای خدا تاریکی وجود ندارد.برای نور تاریکی وجود ندارد.تاریکی تنها زمانی هست که نور نیست.به همین دلیل این دو هرگز باهم وجود ندارند. نور اصلا نمی داند که تاریکی هم هست. ازکجا می تواند بداند؟ آنگاه که نور است تاریکی نیست. تاریکی فقط یک نبودن است. خدا هیچ تاریکی را نمی شناسد.(4) 3. اوشو،عشق پرنده ای آزاد است،ترجمه مجید پزشکی،ص85 4. اوشو،زندگی موهبتی الهی است،ترجمه مجید پزشکی،ص47

دوست و همراه عزیز جناب اسدی

ضمن تشکر از ارائه و انتقال نظرات دیگران در خصوص اوشو، پیشنهاد میکنم بدون جبهه گیری و تعصب برخی از آثار ایشان را مطالعه بفرمایید. گرچه به دلایل نامعلوم بسیاری از آثار ایشان اجازه چاپ پیدا نکرده و یا امتیاز چاپ آنها لغو شده، اما پیشنهاد میکنم به استناد جمله ی ارزشمند " نبین کی میگه، ببین چی میگه" از پیش داوری در مورد هر ایدئولوژی و عقیده ای پرهیز کنیم..

اگر زیبایی طلوع خورشید نتواند به تو کمک کند که زانو بزنی، هیچ عبادتگاهی نخواهد توانست.. اوشو

همین یک جمله برای اهل اندیشه کافیست..

نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: