• نمیتوانم آینده را پیش بینی کنم. نمیتوانم گذشته را تغییر بدهم..فقط همین لحظه را دارم،پس طوری از این لحظه لذت خواهم برد که گویی آخرین لحظه عمر من است.
  • زندگی نقطه چینی است که تو با بودن، تلاش، آگاهی و عشق آن را به خطی برای رسیدن به انسانیت تبدیل می کنی..
  • هر کسی را که می بینید با او مهربان باشید. چونکه در حال مبارزه و کشمکش با مشکلات زندگیش است.
  • من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام..
  • چشم بسته هم میتوان راه رفت و زمین نخورد..اگر دستت در دست خدا باشد...!
  • پروانه گاهی فراموش می کند که زمانی کرم بوده و کرم نمی داند که روزی به پروانه ای زیبا بدل خواهد شد. فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست..
  • نگرش همانند رنگ شیشه عينکی است که در برابر چشمان ما قرار دارد، به هر چیزی که بنگریم تحت تاثیر آن رنگ قرار دارد.
  • نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند..
  • یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …
  • عمر ما کوتاه نیست، ما کوتاهی می کنیم..
  • اگر اندیشه‌های منفی را در سر نپرورانید و از این طریق به آنها خوراک نرسانید، آنها از کمبود توجه هلاک خواهند شد.
  • اگر بخشش باعث کوچک شدن می شد.. خداوند اینقدر بزرگ نبود..
  • برای رسیدن به کبریا باید نه کبر داشت نه ریا
  • یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد نمیتوان قاب گرفت. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت..
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • چنان انسان باش و چنان زندگی کن که اگر هر کس انسانی چون تو باشد و همچون تو زندگی کند این زمین بصورت بهشت خدای درآید..
  • عشق انسان را داغ میکند و دوست داشتن انسان را پخته میکند! هر داغی روزی سرد میشود، ولی پخته هیچگاه خام نمیشود..
  • برخی آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند که به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم!!
  • آرامش اولین نشانه حضور و حلول خداوند در وجود شماست..
  • دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است و مالی که تو را سود ندهد عذاب است..
  • آنچه که هستی هدیه خداوند است و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند... پس بی نظیر باش..
  • نگرش درست،نیمی از موفقیت است!یکی میگفت:شب فرا رسیده است.. در حالیکه دیگری میگفت: صبح در راه است.. !
  • عشق به تنهایی باقی نمی ماند و هیچ معنایی ندارد. عشق باید به مرحله عمل در آید و آن عمل خدمت است..
  • هیچ بالشی،نـــرم تر از وجدان آسوده نیست ... !
  • هیچ کس آن قدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آن قدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد..
  • شادمانی ما در گرو شادمانی دیگران است و ما تنها قادر به دریافت شادمانی و آرامش از طریق اهداء آرامش و شادی به دیگران هستیم..
  • جامعه ای فرزانگی و سعادت می یابد كه خواندن، كار روزانه اش باشد..
  • تمامی رفتار بنی آدم متأثر از آنچیزی است که در گذشته اتفاق افتاده است
  • هيچكس مجبور نيست انسان بزرگي باشد، تنها انسان بودن كافي است.
  • پیش از آن که بالا رفتن از نردبان موفقیت را شروع کنید ابتدا مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده‌اید..

مطلب: با قهرمانان ملی 4 ( نوروز حیدری )

مطلب: با قهرمانان ملی 4 ( نوروز حیدری )


گروه: فرهنگی و اجتماعی
تاریخ درج: 1393/04/29
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 1133

در دامنه کوه به تخته سنگی تکیه داده بود و با قوری رنگ و رو رفته‌اش، مشغول دم کردن چای بود که ناگهان صدای بزها، چوپان جوان را متوجه آنها کرد..

در دامنه کوه به تخته سنگی تکیه داده بود و با قوری رنگ و رو رفته‌اش، مشغول دم کردن چای بود که ناگهان صدای بزها، چوپان جوان را متوجه آنها کرد.

اسلحه‌اش را به سرعت برداشت. تنها کافی بود اشاره‌ای به ماشه کند. دوان‌دوان به سوی محل چرای گوسفندانش رفت که با صحنه عجیبی روبه‌رو شد.
44 بز، خونین و دریده‌شده، نقش زمین شده بودند. چوپان، در ابتدا تصور کرد که گرگ به گله‌اش زده اما ناگهان یک پلنگ روبه‌رویش ظاهر شد.
در یک لحظه به جای اینکه ماشه را فشار دهد، تفنگش را آرام پایین آورد و اجازه داد حیوان گرسنه خوب از خودش پذیرایی کند.
 
نوروز حیدری/ چوپان فداکار
 
البته این برای نخستین بار نبود که نوروز با پلنگ روبه‌رو می‌شد؛ «من قبلا هم پلنگ را در این کوه دیده بودم اما از فاصله خیلی دور. به‌نظر من این حیوان خیلی زیباست، شما تا آن را از نزدیک نبینید متوجه حرف من نمی‌شوید.
به خدا قسم اگر تمام دام‌های مرا هم می‌خورد هرگز به طرفش تیر شلیک نمی‌کردم. خداوند به ما برکت می‌دهد، هر سال بزغاله‌ها و بره‌های جدید متولد می‌شوند و دامداری‌ام رونق می‌گیرد اما اگر پلنگ از بین می‌رفت دیگر این کوه، این حیوان نادر را به چشم نمی‌دید. این منطقه خیلی بکر و زیباست. من از طبیعت اینجا لذت می‌برم اما طبیعت هر چقدر بکر و زیبا باشد بدون جاندارانش هیچ لطفی ندارد.» بعد از آن ماجرا چوپان گزارش ما تعدادی از بزها را که زخمی بودند یا آنها را که از ترس پا به فرار گذاشته بودند، در کوه رها کرد و با بقیه گله مثل لشکری شکست‌خورده به روستا بازگشت.

این ماجرای چوپان قهرمان، زمستان سال گذشته حسابی سر زبان‌ها افتاد و بسیاری از فداکاری‌اش حرف زدند. چند روز پیش اما او به‌خاطر ماجرایی دیگر باز همه را غافلگیر کرد.
آقای چوپان ضرر و زیان 11میلیون تومانی را از سازمان محیط‌زیست قبول نکرد و گفت که سازمان این پول را صرف کمک به محیط‌ زیست کند. حالا خیلی از مردم «نوروز حیدری» را به‌عنوان یک شخصیت حامی محیط‌ زیست می‌شناسند؛
«دار و ندارم همان گوسفندان بود. آن روز 140راس گوسفند را به چرا برده بودم. خیلی از آنها امانت مردم بودند.»
این جمله‌هایی است که نوروز شبان به زبان می‌آورد؛ «35سال است که در منطقه کول‌پیر در ارتفاعات هشتادپهلو زندگی می‌کنم. این طبیعت را دوست دارم و با آن انس گرفته‌ام.» چوپان گزارش ما زندگی سخت و طاقت‌فرسایی دارد. خودش می‌گوید سالی 3 بار کوچ می‌کند و از کودکی تا به امروز به زندگی عشایری مشغول بوده است؛ «ما عشایر کوچ‌نشین هستیم و برای همین، همه زندگی‌مان را در کوه و دشت می‌گذرانیم.»


 

آگاهی، چراغ راه توسعه و تعالیست..

 

دریافت جدیدترین مطالب سایت از طریق ایمیل:

لینک عضویت در خبر نامه

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/cultural-social/national-hero4.html
6 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: