• هرکسی میتواند پنهان شود،این آسان ترین کار است. اما..ایستادن،با حقیقت روبرو شدن و مشکلات را حل کردن آن چیزی است که تو را قوی میسازد.
  • تمام نظام خلقت از طریق عشق، همدلی و هماهنگی گرد هم آمده است. اگر افکار خود را در جهت این اصول بکار اندازید، هیچ چیزی نمیتواند مانع حرکت شما شود..
  • سازت اگر عشق را بنوازد همه ی خلقت به رقص می آیند..
  • چشم بسته هم میتوان راه رفت و زمین نخورد..اگر دستت در دست خدا باشد...!
  • یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد نمیتوان قاب گرفت. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت..
  • مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است..
  • برای رسیدن به روزهای خوب باید چند روزی را سخت گذراند..
  • من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام..
  • آگاهی، چراغ راه توسعه و تعالیست..
  • آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند..
  • هیچ کس آن قدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آن قدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد..
  • اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم..
  • نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند..
  • عمر ما کوتاه نیست، ما کوتاهی می کنیم..
  • اگر بخشش باعث کوچک شدن می شد.. خداوند اینقدر بزرگ نبود..
  • ثروتمند بودن به مقدار پولی که در حساب بانکی توست بستگی ندارد،بلکه به مقدار مهربانی که در قلب توست بستگی دارد.
  • انسان خوبی باش اما وقتت را برای اثباتش به دیگران هدر نده..
  • در ذهن خود افکار خوبی بپرورانید، زیرا هرگز فراتر از افکارتان ترقی نخواهید کرد
  • اگر اندیشه‌های منفی را در سر نپرورانید و از این طریق به آنها خوراک نرسانید، آنها از کمبود توجه هلاک خواهند شد.
  • هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد..
  • عشق انسان را داغ میکند و دوست داشتن انسان را پخته میکند! هر داغی روزی سرد میشود، ولی پخته هیچگاه خام نمیشود..
  • تنها در آب های آرام است که عکس اشیا قابل رویت است و تنها در ذهن آرام ست که می توانید انعکاس دنیا را تماشا کنید
  • عشق به تنهایی باقی نمی ماند و هیچ معنایی ندارد. عشق باید به مرحله عمل در آید و آن عمل خدمت است..
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • خدایا .. مارا ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم یا “جا” زدیم..
  • یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …
  • نگرش درست،نیمی از موفقیت است!یکی میگفت:شب فرا رسیده است.. در حالیکه دیگری میگفت: صبح در راه است.. !
  • نگرانیهای امروز،از گرفتاریهای فردای شما کم نمیکند..فقط شادی امروزتان را از بین میبرد..!
  • شادمانی ما در گرو شادمانی دیگران است و ما تنها قادر به دریافت شادمانی و آرامش از طریق اهداء آرامش و شادی به دیگران هستیم..
  • پروانه گاهی فراموش می کند که زمانی کرم بوده و کرم نمی داند که روزی به پروانه ای زیبا بدل خواهد شد. فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست..

مطلب: تغییر نگاه یک شاعر

مطلب: تغییر نگاه یک شاعر


گروه: فرهنگی و اجتماعی
تاریخ درج: 1392/07/29
نویسنده: مدیر سایت
منبع: عالیشهر نیوز
تعداد بازدید: 1831

استاد محمد جواد محبت شاعر درس دوکاج به این دلیل که کار کاج سنگدل تاثیر بدی بر روی روحیه بچه ها می گذارد شعر قبلی خود را عوض کردند و..

استاد محمد جواد محبت شاعر درس دوکاج به این دلیل که کار  کاج سنگدل تاثیر بدی بر روی روحیه بچه ها می گذارد شعرقبلی خود را عوض کردند و از سال آینده شعر جدید در کتاب ها چاپ خواهد شد!

تغییر نگاه یک شاعر- محمد جواد محبت

شعر قبلی :..... در کنار خطوط سیم پیام
خارج از ده ، دو کاج ، روییدند
سالیان دراز ، رهگذران
آن دو را چون دو دوست ، می دیدند
روزی از روزهای پاییزی
زیر رگبار و تازیانه ی باد
یکی از کاج ها به خود لرزید
خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا
خوب در حال من تامّل کن
ریشه هایم ز خاک بیرون است
چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با تندی
مردم آزار ، از تو بیزارم
دور شو ، دست از سرم بردار
من کجا طاقت تو را دارم؟
بینوا را سپس تکانی داد
یار بی رحم و بی محبت او
سیم ها پاره گشت و کاج افتاد
بر زمین نقش بست قامت او
مرکز ارتباط ، دید آن روز
انتقال پیام ، ممکن نیست
گشت عازم ، گروه پی جویی
تا ببیند که عیب کار از چیست
سیمبانان پس از مرمت سیم
راه تکرار بر خطر بستند
یعنی آن کاج سنگ دل را نیز
با تبر ، تکه تکه ، بشکستند

و اما استاد محبت در بازسرایی این شعر، پایان داستان را به گونه ای دیگر رقم می زنند ، سرنوشت جدیدی که در آن دیگر از بی مهری خبری نیست.
درکنار خطوط سیم پیام
خارج از ده دو کاج روئیدند
سالیان دراز رهگذران آن دو را
چون دو دوست می‌دیدند
روزی از روزهای پائیزی
زیر رگبار و تازیانه ی باد
یکی از کاجها به خود لرزید
خم شد و روی دیگری افتاد
گفت ای آشنا ببخش مرا
خوب در حال من تأمل کن
ریشه‌هایم ز خاک بیرون است
چند روزی مرا تحمل کن
کاج همسایه گفت با نرمی
دوستی را نمی برم از یاد
شاید این اتفاق هم روزی
ناگهان از برای من اوفتاد
مهر بانی بگوش باد رسید
باد، آرام شد ملایم شد
کاج آسیب دیده ی ما هم
کم کمک پا گرفت سالم شد
میوه ی کاج ها فرو می ریخت
دانه ها ریشه می زدند آسان
ابر باران رساند وچندی بعد
ده ما ،نام یافت "کاجستان

نتیجه داستان دو کاج

چقدر زیباست.. اینکه باور کنیم همواره راهی هست برای داشتن نگاهی متفاوت و البته مثبت به همه چیز

باید به جناب محبت، شاعر گرانقدر این شعر تبریکی دوباره گفت. برای اینکه بزرگترین درسی که به ما دادند این بود که در هر سن وسالی می توان چشمها را شست و جوری دیگر دید..

بستن http://www.hashemraei.com/analysis/cultural-social/mr-mohabbat.html
4 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: