• خدا مرحم تمام زخمهاست.. هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد..
  • تنها در آب های آرام است که عکس اشیا قابل رویت است و تنها در ذهن آرام ست که می توانید انعکاس دنیا را تماشا کنید
  • برای رسیدن به روزهای خوب باید چند روزی را سخت گذراند..
  • چشم بسته هم میتوان راه رفت و زمین نخورد..اگر دستت در دست خدا باشد...!
  • شادمانی ما در گرو شادمانی دیگران است و ما تنها قادر به دریافت شادمانی و آرامش از طریق اهداء آرامش و شادی به دیگران هستیم..
  • اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم..
  • برخی آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند که به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم!!
  • سازت اگر عشق را بنوازد همه ی خلقت به رقص می آیند..
  • یادت باشد هیچ کجا آنقدر شلوغ نیست که نتوانی لحظه ای با خدا خلوت کنی!
  • تمام نظام خلقت از طریق عشق، همدلی و هماهنگی گرد هم آمده است. اگر افکار خود را در جهت این اصول بکار اندازید، هیچ چیزی نمیتواند مانع حرکت شما شود..
  • هر کسی را که می بینید با او مهربان باشید. چونکه در حال مبارزه و کشمکش با مشکلات زندگیش است.
  • آنچه که هستی هدیه خداوند است و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند... پس بی نظیر باش..
  • عشق انسان را داغ میکند و دوست داشتن انسان را پخته میکند! هر داغی روزی سرد میشود، ولی پخته هیچگاه خام نمیشود..
  • نگرانیهای امروز،از گرفتاریهای فردای شما کم نمیکند..فقط شادی امروزتان را از بین میبرد..!
  • ثروتمند بودن به مقدار پولی که در حساب بانکی توست بستگی ندارد،بلکه به مقدار مهربانی که در قلب توست بستگی دارد.
  • نگرش درست،نیمی از موفقیت است!یکی میگفت:شب فرا رسیده است.. در حالیکه دیگری میگفت: صبح در راه است.. !
  • نگرش همانند رنگ شیشه عينکی است که در برابر چشمان ما قرار دارد، به هر چیزی که بنگریم تحت تاثیر آن رنگ قرار دارد.
  • بهترین راه برای پیش بینی آینده ساختن آن است..
  • یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …
  • پیش از آن که بالا رفتن از نردبان موفقیت را شروع کنید ابتدا مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده‌اید..
  • زندگی نقطه چینی است که تو با بودن، تلاش، آگاهی و عشق آن را به خطی برای رسیدن به انسانیت تبدیل می کنی..
  • آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند..
  • انسان خوبی باش اما وقتت را برای اثباتش به دیگران هدر نده..
  • هیچ بالشی،نـــرم تر از وجدان آسوده نیست ... !
  • هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد..
  • نمیتوانم آینده را پیش بینی کنم. نمیتوانم گذشته را تغییر بدهم..فقط همین لحظه را دارم،پس طوری از این لحظه لذت خواهم برد که گویی آخرین لحظه عمر من است.
  • اگر اندیشه‌های منفی را در سر نپرورانید و از این طریق به آنها خوراک نرسانید، آنها از کمبود توجه هلاک خواهند شد.
  • هرکسی میتواند پنهان شود،این آسان ترین کار است. اما..ایستادن،با حقیقت روبرو شدن و مشکلات را حل کردن آن چیزی است که تو را قوی میسازد.
  • هيچكس مجبور نيست انسان بزرگي باشد، تنها انسان بودن كافي است.
  • پروانه گاهی فراموش می کند که زمانی کرم بوده و کرم نمی داند که روزی به پروانه ای زیبا بدل خواهد شد. فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست..

مطلب : رابطه اقتصاد و تجارت با فرهنگ جامعه

مطلب : رابطه اقتصاد و تجارت با فرهنگ جامعه


گروه: فرهنگی و اجتماعی
تاریخ درج: 1392/06/18
نویسنده: مدیر سایت
منبع: وبسایت آقای فرشید رمضانی
تعداد بازدید: 1049

  بیزینس و تجارت ، یک بخشی از فرهنگ هست . و اتفاقا" بخش خیلی مهمی .
دوستانی که فعالیتهای خارج از کشور میکنند و..

  بیزینس و تجارت ، یک بخشی از فرهنگ هست . و اتفاقا" بخش خیلی مهمی .
دوستانی که فعالیتهای خارج از کشور میکنند و یا فقط در خارج از کشور زندگی میکنند ، یا به هر دلیلی در ایران ، پذیرای یک مهمان خارجی هستند باید بدونند خواسته یا نا خواسته نماینده مردم کشورشان هستند .

چند ماه قبل در یک جمعی ، یک خانمی از قزاقستان ، وقتی فهمید من ایرانی هستم خیلی خوشحال شد و خیلی استقبال کرد ( اتفاقی که زیاد نمیوفته متاسفانه ) ، چند بار به من گفت شما "کاز" همراهتون ندارید ، که بعدا" فهمیدم منظورش " گز " هست . سر صحبت باز شد و فهمیدم ایرانی ها را خیلی دوست دارد و در نظرش ایران و ایرانی ، بسیار مهمان نواز و مهربان و دست و دلباز هستند که اصلا" برایشان پول مهم نیست 
( اصلا" ... اصلا" )!!!!!!
...
داستان از این قرار بوده که ایشان برای یک سمینار به ایران دعوت شده و به اصفهان میرود و فقط 24 ساعت در ایران بوده است . فردا صبح قبل از اینکه به فرودگاه برود کمی در شهر میچرخد ، متوجه یک قنادی میشود که کمی گز روی پیشخوان گذاشته و هر کس میخواهد دانه ای بر میدارد . او هم یکی امتحان میکنه و خیلی خوشش میاد . به صاحب قنادی میگه چون من دیگه داشتم بر میگشتم ریال همراهم ندارم ، میشه به شما دلار بدهم . صاحب قنادی ازش میپرسه کدومش را میخواهی و اون هم یه مدل متوسط را با دست نشان میدهد . صاحب قنادی سه بسته از آن مدل را بهش میدهد و به او میفهماند که این هدیه است و نمیخواهد پول بدهی و سوغات از ایران برای خانواده ات ببر ... همین ...

با سه بسته گز پنج سال پیش ، باعث شد یه نفر اینجا به من ده برابر احترام بگذارد و در یک جمع بیست نفره با ملیت های مختلف ، چند بار بلند بگوید من تا به حال مردمی مهربانتر از ایرانی ها ندیده ام .
اگر خودم یه روز اون قناد را ببینم پول صد تا بسته گز را بهش میدهم . روی ماهش را هم میبوسم . نمیدانید از خودمان چه چهره ای در جهان درست کرده ایم ، باید حتما" کمی اصلاحش کنیم . حقمان این نیست .


بستن http://www.hashemraei.com/analysis/cultural-social/hospitality.html
8 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: