• نمیتوانم آینده را پیش بینی کنم. نمیتوانم گذشته را تغییر بدهم..فقط همین لحظه را دارم،پس طوری از این لحظه لذت خواهم برد که گویی آخرین لحظه عمر من است.
  • عشق به تنهایی باقی نمی ماند و هیچ معنایی ندارد. عشق باید به مرحله عمل در آید و آن عمل خدمت است..
  • یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …
  • اگر اندیشه‌های منفی را در سر نپرورانید و از این طریق به آنها خوراک نرسانید، آنها از کمبود توجه هلاک خواهند شد.
  • اگر مایلیم پیام عشق را بشنویم، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم..
  • یک کاغذ سفید را هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد نمیتوان قاب گرفت. برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت..
  • زندگی نقطه چینی است که تو با بودن، تلاش، آگاهی و عشق آن را به خطی برای رسیدن به انسانیت تبدیل می کنی..
  • مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است..
  • انسان خوبی باش اما وقتت را برای اثباتش به دیگران هدر نده..
  • پروانه گاهی فراموش می کند که زمانی کرم بوده و کرم نمی داند که روزی به پروانه ای زیبا بدل خواهد شد. فراموشی و نادانی مشکل امروز ماست..
  • خدایا .. مارا ببخش که در کار خیر یا “جار” زدیم یا “جا” زدیم..
  • ثروتمند بودن به مقدار پولی که در حساب بانکی توست بستگی ندارد،بلکه به مقدار مهربانی که در قلب توست بستگی دارد.
  • خداوند مهمان قلب های وسیع است.هر چه قلب های ما از کینه پر باشد ، سهم ما از خدا کمتر است..!
  • تمامی رفتار بنی آدم متأثر از آنچیزی است که در گذشته اتفاق افتاده است
  • تنها در آب های آرام است که عکس اشیا قابل رویت است و تنها در ذهن آرام ست که می توانید انعکاس دنیا را تماشا کنید
  • هر اندیشه مثبت و شایسته ای به چهره انسان زیبایی می بخشد...
  • آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند..
  • سازت اگر عشق را بنوازد همه ی خلقت به رقص می آیند..
  • برای رسیدن به روزهای خوب باید چند روزی را سخت گذراند..
  • نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند..
  • هیچ چیز نیک یا بد نیست ولی شیوه تفکر ما امور را نیک یا بد جلوه می دهد..
  • در ذهن خود افکار خوبی بپرورانید، زیرا هرگز فراتر از افکارتان ترقی نخواهید کرد
  • وسعت دنیا هرکس به اندازه وسعت اندیشه اوست..
  • آنچه که هستی هدیه خداوند است و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند... پس بی نظیر باش..
  • هرکسی میتواند پنهان شود،این آسان ترین کار است. اما..ایستادن،با حقیقت روبرو شدن و مشکلات را حل کردن آن چیزی است که تو را قوی میسازد.
  • برخی آدمها به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند که به ما درسهایی بیاموزند که اگر می ماندند هرگز یاد نمی گرفتیم!!
  • اگر هنوز دنبال کسی میگردی که زندگی تو را تغییر بدهد.. به آینه نگاه کن..
  • برای رسیدن به کبریا باید نه کبر داشت نه ریا
  • هر کسی را که می بینید با او مهربان باشید. چونکه در حال مبارزه و کشمکش با مشکلات زندگیش است.
  • هيچكس مجبور نيست انسان بزرگي باشد، تنها انسان بودن كافي است.

مطلب: وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم!

مطلب: وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم!


گروه: فرهنگی و اجتماعی
تاریخ درج: 1393/02/14
نویسنده: مدیر سایت
منبع: چارلی چاپلین
تعداد بازدید: 1493

سخنرانی چارلی چاپلین در هفتاد سالگی اش در تاریخ 16 آپریل 1959

سخنرانی چارلی چاپلین در هفتاد سالگی اش در تاریخ 16 آپریل 1959

"وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،فهمیدم زمانی که سعی میکنم آرزوهایم را به کسی تحمیل کنم، با وجود دانستن اینکه نه زمان مناسب است و نه آن آدم آماده، چقدر میتواند این کار برای آن شخص دشوار باشد، حتی اگر آن شخص خود من باشم.
امروز معنای آن را میدانم و آن را احترام می نامم.
وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،متوجه شدم که اندوه و احساسات من می خواهند مرا متوجه سازند که خلاف حقیقتم زندگی میکنم.
امروز آن را واقعیت می خوانم.

وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم، از آرزوی داشتن یک زندگی دیگر دست کشیدم و توانستم ببینم که همه چیز در گرداگرد من دعوتی بوده است برای رشد من.
 
امروز آن را تکامل می نامم.
 
وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،از دزدیدن زمان آزاد خود و طراحی پروژه های بزرگ برای آینده دست کشیدم. امروز فقط آن کاری را می کنم که برایم خشنودی با خود به همراه دارد، آنچه را که دوست دارم و آنچه که دلم را شاد میکند، به آن شکل و ریتم مخصوص و متعلق به خودم.
 
امروز آن را سادگی می نامم.

وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،خودم را از چنگ تمام چیزهائی که برایم سالم نبودند رهانیدم، از غذاها، انسانها، اشیاء، موقعیتها، از تمام آن چیزهائی که مرا با خود به زیر می کشیدند و حتی از خودم هم دور نگاه می داشتند. ابتدا آن را «خودخواهی سالم» می نامیدم، اما امروز میدانم که نامش خود دوستی است. وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم، از خواست اینکه همیشه حق با من باشد دست کشیدم و از اینکه همه کارهای من باید درست باشند و به این ترتیب کمتر دچار اشتباه شدم.
 
امروز آن را تواضع می نامم.

وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،دیگر از اینکه در گذشته زندگی کنم و نگرانی بخاطر آینده ام داشته باشم سرپیچی کردم.حالا فقط در لحظه اکنون زندگی می کنم، جایی که همه چیز در آن به وقوع می پیوندد، و در حال حاضر هر روز اینچنین زندگی میکنم.
 
امروز آن را کیفیت می نامم.
 
وقتی من شروع به دوست داشتن خود کردم،پی بردم که تفکرم میتواند سد و بیماری ساز باشد. اما وقتی که با دلم یکی شدم، ذهنم دارای یار ارزنده ای گردید.
 
من امروز این اتحاد را هوشمندی قلب می نامم.
 
ما دیگر از اختلافات، درگیری ها و مشکلات با خود و دیگران نمی هراسیم، زیرا که ستاره ها هم گاهی با هم تصادف می کنند و از این خرابی دنیای زیبای تازه ای تشکیل می گردد.
 
امروز این را زندگی می نامم..
 
بستن http://www.hashemraei.com/analysis/cultural-social/charlie-chaplin.html
4 توصیه به دیگران
نظرات بینندگان
بیتا : 1393/02/16
0
2

خیلی زیبا بود..

با تشکر از توجه و همراهی شما دوست عزیز.

نظر شما:
* نام:
* آدرس ایمیل:
آدرس سایت:
* متن نظر:
* کد امنیتی:
نام شما:
ایمیل مقصد: